اقتدار در حرکت به سمت اهداف

خلاصه این مقاله: (با خواندن خلاصه مقاله، نیازی نیست کل مقاله را بخوانید)

هرگز آن کارهایی را که از اهمیتی به سزا برخوردارند، برای کارهایی که اهمیت کمتری دارند قربانی نکنید.
فکر کنید  یکی از اهداف شما نوشتن یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای در پایان این ماه است. شما می دانید برای اینکه در پایان این ماه این کتاب را نوشته باشید نیاز دارید حداقل روزی ۱۰ صفحه مطلب بنویسید و یا هر روز ۲ مقاله مفید بنویسید تا در پایان ماه به هدف عالی خود رسیده باشید.
در این لحظه ما به دو گروه تقسیم می شویم:
گروه الف) گروهی که نظم شخصی ندارند. و کارهای غیرمهم و غیر فوری خود را در اولویت می گذارند. تلویزیون، تلفن، خرید و …. . این دسته هرگز به هدف آخر ماهشان نمی رسند زیرا روزشان را به کارهای اشتباه اختصاص داده اند.
گروه ب) گروهی هستند که نظم شخصی دارند. و کارهای مهم و غیر فوری خود را در اولویت قرار می دهند. نوشتن ده صفحه مطلب.
 نظم شخصی این است که من پشت سر هم، ۳۰ روز، روزی ۱۰ صفحه مطلب بنویسیم( فارغ از اینکه در دنیای اطراف من چه اتفاقی می افتد) و در پایان ماه یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای دارم.
موفقها معمولا کارهای مهم و غیر فوری را در اولویت روزانه شان دارند و همیشه در این محدوده حرکت می کنند.
این است تفاوت انسانهای فوق العاده موفق با مردم عادی: اقتدار در حرکت به سمت اهداف.

مقاله کامل:

هرگز آن کارهایی را که از اهمیتی به سزا برخوردارند، برای کارهایی که اهمیت کمتری دارند قربانی نکنید.

فکر کنید شما اهداف خود را تعریف کرده اید و علاقه مندی های خود را پیدا کرده اید. یکی از اهداف شما نوشتن یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای در پایان این ماه است. شما می دانید برای اینکه در پایان این ماه این کتاب را نوشته باشید نیاز دارید حداقل روزی ۱۰ صفحه مطلب بنویسید و یا هر روز ۲ مقاله مفید بنویسید تا در پایان ماه به هدف عالی خود رسیده باشید. (اهدافتان را پله پله کنید.)

11

در این لحظه ما به دو گروه تقسیم می شویم:

گروه الف) دسته ای که نظم شخصی ندارند، برنامه روزانه منظم ندارند، قورباغه بزرگ خود را اول صبح قورت نمی دهند!!!، و در پایان شب کار امروزشان را به فردا می اندازند. این دسته روز خود را با کارهای کم اهمیت تر شروع می کنند، زمان را از دست می دهند، به محض اینکه کار کم اهمیت خود مثل «وب گردی، دیدن نوشته های موجود در تلگرام، تلفن زدن به دوست، برنامه ریزی روزانه و وسواس در انجام این کار هر دو ساعت یکبار، کتاب رمان خواندن، دیدن سریالهای تلویزیون و … » را ادامه می دهند به ناگهان در میابند که زمان به سرعت گذشته است و هیچ قدمی برنداشته اند. بلافاصله به فکر می افتند و دست به قلم شده (یا در ذهنشان) و برنامه ای عالی برای فردای خود می نویسند که امروزشان را جبران کنند. سپس عصر را به خود استراحت می دهند تا فردا را پر انرژی شروع کنند. گاهی اوقات هم وقتی به اواسط هفته می رسند به خود می گویند شنبه که آمد همه چیز را از اول شروع می کنم. و تقریبا همیشه این دور تسلسل بیفایده ادامه دارد. (سندروم اول هفته )

گروه ب) دسته ای هستند که نظم شخصی دارند، شب قبل برنامه روزانه فردا را مرور می کنند، صبح مهم نیست دوستشان تلفن زده است یا تلویزیون برنامه محبوبشان را پخش کرده است، خرید ضروری پیش آمده است یا هرچیز دیگری، آنها مصرانه بر سر برنامه خود باقی می مانند و به هر ترتیبی شده است ۱۰ صفحه مطلب خود را می نویسند و سپس به بقیه کارهای روزانه شان می پردازند. شنبه یا وسط هفته، برای این افراد فرقی ندارد. آنها در پایان روز شاید پاداشی به خودشان بدهند و به استراحت بپردازند (مثل گروه الف) ولی این استراحت نه تنها بار گناهی بر دوش ندارد بلکه بسیار دلچسب و راضی کننده خواهد بود و انگیره زیادی برای فردایشان برای آنها به همراه خواهد داشت.

(چرا با وجود اراده بعضی ها به اهدافشان نمی رسند؟)

هنگامی که صحبت از نظم شخصی برای رسیدن به اهداف می شود، بعضی دوستان گمان می کنند باید منظم و مرتب باشند، اتاقشان تمیز باشد، میزشان مرتب باشد تا به اهدافشان برسند !!!

نظم شخصی معنایی فراتر از اینها دارد، نظم شخصی اینکه من پشت سر هم ۳۰ روز، روزی ۱۰ صفحه مطلب بنویسیم( فارغ از اینکه در دنیای اطراف من چه اتفاقی می افتد) و در پایان ماه یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای دارم.

استفان کاوی در کتاب هفته عادت مردمان موثر از ۴ دسته کار صحبت می کند:
کارهای مهم و فوری، کارهای مهم و غیر فوری، کارهای غیر مهم و فوری، و کارهای غیر مهم و غیر فوری.
موفقها معمولا کارهای مهم و غیر فوری را در اولویت روزانشان دارند و همیشه در این محدوده حرکت می کنند. مثل نوشتن ۱۰ صفحه مطلب در هر روز.

succsesp

این است تفاوت انسانهای فوق العاده موفق با مردم عادی: اقتدار در حرکت به سمت اهداف.

این مقاله را هم از دست ندهید:

“ﺗﻜﻨﻴﻚ ﺗﻔﻜﺮ ﻣﺜﺒﺖ positive thinking ﺗﻜﻨﻴﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﻛﻨﺪ


هدف یا رویه؟ مسئله این است


درسهایی از ژنرال افسانه ای، سان تزو: چگونه استراتژی های نظامی را برای ساختن عادات بهتر استفاده کنیم؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress spam blocked by CleanTalk.