ذهن کودکان

چطور ذهن کودکان را برای موفقیت برنامه‌ریزی کنید؟

چطور ذهن کودکان را برای موفقیت برنامه‌ریزی کنید؟

ناخودآگاه ما تا ۷ سالگی برنامه‌ها و الگوهایی را از اطراف و محیط می‌گیرد و تا ۷۰ سال بعد این الگوها را زندگی می‌کند. به‌نوعی می‌توانیم بگویم تا ۷ سالگی ما مثل یک ضبط‌صوت هستیم که همه‌چیز را ثبت می‌کنیم و بعد از ۷ سالگی همه زندگی‌مان بازپخش باورها و خاطرات آن ۷ سال اول است.

پس ایجاد یک ذهنیت موفق در دوران بچگی به این دلیل مهم است که می‌تواند زندگی یک نفر را تا پایان عمر بسازد یا تخریب کند. در اینجا نکاتی را بیان می‌کنم که از نتیجه کار با صدها نفر از بزرگ‌سالان درزمینهٔ حل باورها یاد گرفته‌ام که اگر در بچگی تغییر می‌کرد زندگی فرد را به‌طورکلی متحول می‌کرد.

 

۱-مدام به آن‌ها بگویید دوستشان دارید.

فارغ از اینکه چه‌کاری کرده‌اند و چه‌کاری را انجام نداده‌اند به آن‌ها یادآوری کنید دوستشان دارید. ذهن کودکان قادر به تحلیل منطقی شرایط نیست. کافی اگر یکی از اسباب‌بازی‌هایشان را شکستند به آن‌ها بگویید «دیگر دوستشان ندرید» ذهن کودکان این‌طور می‌شنود که در کل شخصیت آن‌ها دوست‌داشتنی نیست و موجود بی‌ارزشی هستند. نمی‌توانند تحلیل کنند که شکستن اسباب‌بازی ازنظر یک بزرگ‌سال کار بدی بوده است و فقط به خاطر این کار تنبیه‌شده‌اند، بلکه موقعیت را به‌کل زندگی‌شان تعمیم می‌دهند. بهتر است در این‌طور مواقع به آن‌ها یادآوری کنید که دوستشان دارید ولی مراقبت نکردن از اسباب‌بازی کار بدی بوده است و شما انتظار داشتید آن‌ها مراقب اسباب‌بازی‌هایشان باشند. “تربیت صحیح” با ” تربیت نکردن” و با “دعوا کردن” متفاوت است!!

 

۲- در هر شرایطی از آن‌ها حمایت کنید.

مراجعین زیادی دارم که در بچگی مورد تجاوز (آشنا یا غریبه) قرارگرفته‌اند و به این دلیل که از پدر و مادر خود می‌ترسیدند حرفی از این آزار نزده‌اند و علاوه بر تکرار این آزار جنسی، در تمام طول زندگی‌شان این زخم را نیز به همراه خود حمل کرده‌اند که باعث مشکلات و بیماری‌های بعدی شده است. این‌یک مثال خیلی بزرگ از عدم‌حمایت بچه‌ها توسط والدین و ترس آن‌ها از تنبیه شدن است و البته اوضاع همیشه به این بدی نیست. کاری کنید بدانند در هر شرایطی با هر اتفاقی یک حامی بزرگ دارند و شما بدون اینکه آن‌ها را تنبیه کنید، مقصر بدانید یا بترسانید در برابر وقایع بد از آن‌ها محافظت می‌کنید. داشتن یک حامی محکم نه‌تنها در روحیه مثبت بچه‌ها بلکه در بزرگ‌سالانی که می‌خواهند موفق شوند هم تأثیر زیادی دارد.

 

۳- بازی با پول را به آن‌ها یاد بدهید.

این خیلی بد است که شما از پول با بچه‌ها صحبت نمی‌کنید. اجازه بدهید بداند پول چیست. چطور به دست می‌آید. چطور می‌توان بهترین استفاده را از آن کرد. ثروتمندی چیست و چطور می‌توان ثروتمند بود. از سختی‌های به دست آوردن پول صحبت نکنید. از اینکه یک زندگی سخت دارید حرف نزنید. بچه‌ها به دانستن این چیزها در حال حاضر نیازی ندارند. از ضرب‌المثل‌های پولی استفاده نکنید. لطفاً و لطفاً در حضور بچه‌ها مراقب صحبت کردن خودتان باشید. همه این‌ها در زندگی آینده فرزند شما نقش دارد.

 

۴- بچه‌ها را محرم راز خود نکنید.

مراجعین زیادی دارم که در بچگی محرم راز پد و مادرانشان بوده‌اند والان دقیقه الگوهایی شبیه صحبت‌های مادر یا پدر را انجام می‌دهند. اگر در حال جدا شدن هستید کودک شما چه نیازی دارد بداند پدرش چه مرد بدی است ؟ چقدر به شما ظلم کرده است؟ اینکه خانواده همسرتان چقدر شمارا اذیت می‌کنند چه ربطی به یک کودک دارد؟ اینکه رئیستان آدم بدی است و اساساً همه زورگو هستند چه کمکی به یک کودک می‌کند؟ لطفاً برای خودتان یک محرم راز بزرگ‌سال پیدا کنید و از حرف زدن در این مورد با بچه‌ها پرهیز کنید.

 

۵- بچه‌ها را مجبور نکنید زندگی که شما زندگی نکرده‌اید را زندگی کنند!!!

اینکه شما در بچگی ترسو بودید و این باعث سختی زیاد شما شد، دلیلی نمی‌شود تا بچه را از هیچ‌چیزی نترسانید و با محیط آشنا نکنید. اینکه شما در بچگی محدودیت‌های زیادی داشتید دلیل نمی‌شود برای بچه خودتان هیچ محدودیتی نگذارید و باری به هر جهت بزرگش کنید. از آن‌طرف پشت‌بام نیفتید!! هر چیز قاعده و اصول و ساختاری دارد که باید رعایت شود.

 

۶- اجازه بدهید خودشان باشند.

بچه‌ها ذاتاً کنجکاو هستند. اما ما عادت داریم به طرق مختلف کنجکاوی آن‌ها را خفه کنیم. من همیشه گفته‌ام که هرکس یک هدیه منحصربه‌فرد درونی دارد که هیچ‌کس دیگری ندارد. چه خوب بود اگر این هدیه را در دوران کودکی و نوجوانی کشف می‌کردیم و نه بعد از کنکور و درس خواندن در دانشگاه!! که یادمان بیاید این رشته مناسب ما نیست و شادی ما جای دیگری است. کمکشان کنید هدیه درونشان را پیدا کنند. علایقشان را بفهمند. با حمایت شما هر چیزی را امتحان کنند.

 

۷- از کلمه “نمی‌توانی” استفاده نکنید.

تو نمی‌توانی بگذار من انجام دهم… حتی اگر نمی‌تواند اجازه دهید خودش انجام دهد و بگویید اگر نیاز به کمک داشت شما هستید. باهم انجامش دهید ولی از کلمه  “نمی‌توانی” استفاده نکنید. این کلمه در ذهن کودکان ثبت می شود و بعدها زندگی آن‎ها بازتاب این باور می شود.

 

۸- الگوی خوبی باشید.

تنها کسانی که در سال‌های اولیه زندگی، رفتار، گفتار و عکس‌العمل‌های کودک را شکل می‌دهند پدر و مادرش هستند. الگوی خوبی باشید. در برخورد با موقعیت‌ها درست رفتار کنید. در مورد دیگران خوب صحبت کنید. اجازه ندهید الگوهای مخرب در مورد دیگران در ذهن کودکان شکل بگیرد.

 

۹- درنهایت همیشه اتفاقاتی می‌افتد که باعث جذب باورهای منفی در ذهن کودکان می‌شود و این اجتناب‌ناپذیر است. بهتر است روش‌های مقابله با افکار منفی، ناراحتی‌ها، احساسات منفی و وقایع بد را به وی یاد دهید. مثلاً ای‎اف‎تی راه مناسبی برای حل همه این‌هاست. به او یاد بدهید که هر وقت با یکی از موارد بالا روبه‌رو شد می‌تواند از این روش استفاده کند و آن مورد را حل کند. هر شب قبل خواب کمی ای‎اف‎تی کار کند تا مشکلات روزش را با کمک شما حل کند.

نوشتن و صحبت کردن و نقاشی می‌توانند راه‌های خوبی برای حل ناراحتی‌های درونی باشند. از مشکلش نقاشی بکشد. با شما صحبت کند.

 

 

این مقاله را بخوانید: چرا ای اف تی کار می کند

 

 قبل از اینکه برای همیشه این موارد منفی در ناخودآگاهشان ثبت شود، آن‌ها را حل کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress spam blocked by CleanTalk.