هفت قانون معنوی پول

پول یکی از اشکال انرژی است که کمبود آن می تواند نشانه عدم همترازی شما با کائنات، قوانین معنوی پول و با آگاهی برترتان باشد.

در این نوشته ۷ قانون معنوی در مورد پول را بررسی می کنیم. این قوانین را یکی از معلمان معنوی من به من آموخته است.

 

۱- یک مدیریت کننده مالی خوب باشید.

     کائنات درحال تماشای شماست برای اینکه رفتارتان با پول را ببیند. ببیند چطور با پول رفتار می کنید. چطور پول را مدیریت می کنید و آیا توانایی به دست آوردن و نگه داری پول را دارید. باید به کائنات نشان دهید که مدیریت خوبی بر روی پول موجودتان دارید تا مقادیر بیشتری از پول به سمت شما جاری شود.

 

 

۲- پول تغییر شکل انرژی است.

     جریان انرژی را حفظ کنید. سیستمی را طراحی کنید تا انرژی پول از طریق شما به جریان بیفتد. پول مثل یک جریان رودخانه است. وقتی شما مثل سدی روی این جریان قرار می گیرید و در مسیر آن مانع ایجاد می کنید پول راکد می ماند و جریان پیدا نمی کند. خسیس بودن مانع جریان انرژی است. وقتی پول را بیش از اندازه روی هم جمع می کنید و ذخیره می کنید، جریانی را که باید از شما عبور کند، بچرخد و به دست دیگران برسد و  دوباره در این چرخه به شما برگردد می ایستد. ۱/۱۰ از پولتان را عشریه بدهید. هدیه بدهید. بدون چشمداشت ببخشید تا این چرخه بچرخد و همیشه حرکتش را حفظ کنید.

 

 

۳- پول پول می آورد.

     لابد شنیده اید که همیشه ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند. این گفته درست است. با همین پول اندکی که دارید پایه و اساسی بسازید تا پول بیشتر از طریق آن جذب شما شود. کسب و کاری راه بیندازید. سرمایه گذاری کنید. حرکتی انجام دهید. هرچیزی. پول باید از طریق یک کانال وارد زندگی شما شود. باید یک ظرفی داشته باشید تا کائنات آن را با پول پر کند. همین الان دست به کار شوید.

 

۴-  پول شایسته احترام است.

     آیا پول را در گوشه و کنار خانه تان انداخته اید؟ یا به صورت مچاله در جیب پشتی شلوارتان گذاشته اید؟ قبض ها و بدهی هایتان را پشت گوش انداخته اید؟ حساب و کتاب امور مالی زندگیتان را ندارید؟ همه اینها برای کائنات یعنی عدم احترام به پول. از پول به عنوان هدیه کائنات قدردانی کنید تا کائنات هدایای بیشتری به شما بدهد. شما دوست دارید به خانه ای بروید که میزبان هیچ احترامی برایتان قائل نیست؟

 

۵- احتیاجات خود را الویت اول بگذارید.

     پول طراحی شده است تا نیازهای شما را برآورده کند. وقتی می گوئید من برای خودم پولی نمی خواهم فقط می خواهم آنقدر ثروتمند شوم که همسرم یا فرزندانم یا پدر و مادرم را خوشحال کنم به این معنی است که شما هیچ لذتی از به دست آوردن پول نمی برید. و همچنین ارزشی برای شخصیت خودتان قائل نیستید. اگر از پولی که کائنات به شما می دهد خوشحال نشوید چیز بیشتری به دست نخواهید آورد. آیا اگر شما به کسی هدیه ای بدهید و او از هدیه خوشحال نشود بار بعدی به وی هدیه می دهید؟ برای خودتان ارزش قائل شوید.

 

 

 

۶- پول به همان سرعتی به سمت شما می آید که شما به سمت آن میروید.

    قدمهای روزانه ای برای رسیدن به پول بردارید. اگر کار امروز را به فردا بیاندازید، پول هم هر روز به عقب می افتد. هرکاری می توانید انجام دهید تا به سمت پول حرکت کنید. شغلتان را ارتقا دهید، مغازه تان را پاکسازی کنید، درخواستهای شغلی متعدد پر کنید، محیط کارتان را مرتب کنید. و شادمانه همه اینها را انجام دهید. هر روز صبح که بیدار می شوید ازخودتان بپرسید امروز برای رسیدن به پول چه کاری می توانم انجام دهم؟

۷- پول ذهن ثروتمند را دوست دارد.

    اگر هر روز با نگرانی به پولهایتان نگاه کنید . فکر کنید که امروز پول دارم ولی شاید فردا نه ، سدها و موانعی جلوی خودتان ساخته اید. در حال زندگی کنید، لذت ببرید، مراقبه کنید، ئی اف تی بزنید، عبارات تاکیدی تکرار کنید و هر کاری می توانید انجام دهید تا ذهنتان را ثروتمند کنید و نگرانی را از خود دور کنید. سپس پول است که به سمت شما می آید.

 

آموزش شناسایی و رفع باورهای مالی با ئی اف تی

 

===============

پی نوشت: پول انرژی است که با همترازی شما با قوانین کائنات به سمت شما می آید. ارتباطتان با درونات را قوی تر کنید.

 

[layerslider id=”8″]

گوش دادن فعالانه – یکی از مهارتهای کوچ

یک روز شلوغ را گذرانده اید و چند وظیفه برای انجام دادن داشته اید. ناگهان آلارم کامپیوتر شما به صدا در می اید: جلسه کوچینگ- ۳۰ دقیقه دیگر!

به زحمت فایلهای مراجعتان رو جلوی خود می گذارید و نوشته ها را مرور می کنید. همین طور که جلسه نزدیک می شود، چشمهایتان را می بندید و نفس عمیقی می کشید.شما می دانید به اندازه کافی تاثیر گذار نخواهید بود اگر نتوانید به همه مسائل مراجعتان کامل گوش دهید.

هیچ کس تا زمانی که جایی در ذهن خود برای وارد شدن حرفها و فکرهای یک نفر دیگر باز نکند ،نمی تواند یک شنونده فعال و موثر باشد . اگر ذهن شما با فرضیات و باورهای قبلی مشغول باشد، ذهنتان به یک ظرف پر می ماند. هیچ جای خالی ندارد، اگر شما بتوانید این فضای خالی را ایجاد کنید، بهترین چیزی که می توانید به مراجعتان ارائه کنید گوش دادن در سطح ۱ خواهد بود. (سه سطح گوش دادن در ادامه آمده است). شما قادر به ارائه بهترین خود به مراجعتان نخواهید بود.

همه ما پیش فرضها ،تعصبات، قضاوتها و باورهایی داریم که می توانند مزاحم شنیدن درست چیزی شوند که طرف مقابل ما می گوید- یا نمی گوید. به این دلیل است که کوچینگ بسیار قدرتمند است. به عنوان کوچ، ما آموزش دیده ایم تا این افکار خودمان را فیلتر کنیم و اجازه بدهیم کلمات، رفتارها، و انرژی مراجع به ذهن ما وارد شود ،جایی که ما می توانیم ،به طور موثر اطلاعات دریافتی را ترکیب کنیم.

با این حال، گوش دادن فعالانه صلاحیتی است که یک کوچ به طور مداوم باید روی آن کار کند. ما باید از همه حواس خود -گوشها، چشمها، قلب و دل- استفاده کنیم تا به طور کامل و فعالانه به چیزی که مراجعمان می گوید و حس می کند گوش دهیم.

یکی از راههای قوی برای این کار این است که خودتان را مانند یک ظرف خالی و باز تصور کنید که برای پر شدن توسط حرفهای مراجعتان آماده است. شما یک مخزن امن می شوید و اطلاعات مراجعتان را بدون قضاوت یا فرضیات قبلی می پذیرید. یکبار که این ظرف پر شد، ذهن کنجکاو و بصری شما قطعات اطلاعات مربوط را بیرون می کشد تا برای ادامه بحث به مراجع برگرداند. این گوش دادن فعالانه در بالاترین سطح خود است. سطح ۳

آیا شما کاملا با یک ظرف خالی به مراجعتان گوش می دهید  و اجازه می دهید مراجع آن را پر کند یا اینکه ظرفتان با قضاوتها و برداشتهای شما پر است و جای خالی برای مراجع ندارد؟

    در اینجا تعدادی راه ساده برای گوش دادن فعالانه آورده شده است:

    ۱-آماده شدن برای شنیدن:

ظرف خود را با خارج شدن از ذهن خود،کاملا خالی کنید. با خاموش کردن تکنولوژی های اطرافتان حواس پرتی خود را از بین ببرید و مکان آرامی پیدا کنید که در آن مزاحمی نداشته باشید. با آگاهی در مورد باورها و فرضیات خودتان، قضاوت کردن را به تاخیر بیندازید زیرا که ممکن است مانع از کامل شنیدن مراجعتان شود.

    ۲- اطلاعات مراجع خود را بگیرید.

کلمات، تن صدا، حذفیات، انرژی و احساسات مراجع خود را جذب و هضم کنید. اجازه دهید همه اینها وارد ذهن شما شوند.

    ۳- اطلاعات گرفته شده رو ترکیب کنید.

همه اطلاعاتی را که توسط مراجع مطرح می شود اسکن کنید. به مهارتهای ذهنی خودتان برای پردازش و بازیابی قسمتهایی که شما باور دارید به مراجعتان کمک می کند اعتماد کنید.

    ۴- بازخورد موثر بدهید.

گوش دادن فعالانه دقیقا مانند تعریفش است: فعالانه است. این بدان معناست که قدم بعدی درگیر شدن در مکالمه ای است با مراجعتان، در قالب بازخورد، انعکاس ، سوالات قدرتمند و تفسیر در مورد چیزی که از او شنیده اید.

    هیچ شکی نیست که همانطور که با مراجعان مختلف کار می کنید، می توانید از طریق تفکر و تمرین عمدی در این مهارت استاد شوید. مهارت گوش دادن فعالانه در قلب ارزشهایی است که یک رابطه کوچینگ ایجاد می کند. با تمرین این قدمها دیگر شنیدن آلارم برای جلسه ی کوچینگی در ۳۰ دقیقه دیگر استرس زا نیست!!

[layerslider id=”8″]

منبع :http://coachfederation.org/blog/index.php/3484/

مترجم: نازنین سخاوتی/ کوچ حرفه ای

ئی اف تی (Tapping) چیست؟

احساس ها چه هستند؟

آیا تاکنون از دست همسر، رئیس، پدر و مادر خود خسته و آزرده شده اید؟ آیا احساس عصبانیت کرده اید؟ چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز بعد حالتان بهتر شده است و به زندگی روزانه خود برگشته اید؟ با این خیال که همه چیز تمام شد. اما این فقط یک خیال است. واقعیت این است که بدن ما یک موجود فوق العاده هوشمند است که همه خاطرات گذشته خود را در بانک اطلاعاتی خود در بخشی که کاملا دور از دسترس ماست و ما به نام ضمیر ناخوداگاهش می شناسیم ذخیره می کند. چه می شود اگر من به شما بگویم که این تنش با همسر یا رئیس یا والدینتان تمام نشده است و شما در بقیه عمر خود ناخودآگاه این خاطره را با خود حمل می کنید و به همه جا می برید. و باید اضافه کنم بدون اینکه آگاه باشیم بدن هوشمند ما علائمی مبنی بر احساس ناخوشایندش به این خاطره را به شکل درد، گرفتگی و احساس بد به ما مخابره می کند و ما بدون توجه به ریشه درد به سراغ نمود بیرونی درد در جسممان می رویم و سعی در درمان آن می کنیم. گاهی اوقات این درمان نتیجه می دهد اما گاهی اوقات نیز این درد به شکلهای مختلف همراهمان می آید و هرگز ما را ترک نمی کند.

سالها پیش یک مهندس آمریکایی علاقه مند توانست روشی را کشف کند که با دسترسی به ناخودآگاه و خنثی کردن احساس ناشی از خاطرات به درد مراجعانش برای همیشه پایان دهد. نام وی گری کریگ بود. گري‌كريگ در سال ۱۹۹۱ با دكتر راجر كالاهان  روان‌شناسي تيزهوش و اهل مطالعه آشنا شد و چهار سال صرف ايجاد روش جديدش نمود. در ۱۹۹۵ آن را در برخي محافل خصوصي مطرح كرد و از ۱۹۹۷ اقدام به برگزاري همايش و آموزش و اجراي روش خود نمود. كتاب راهنماي ئي‌اف‌تي به ۱۹ زبان (از جمله فارسي) ترجمه شده و خبرنامة اينترنتي‌اش نيز بدون حتي يك دلار تبليغ اكنون ۳۵۰۰۰۰ مشترك دارد. كاربران آن در ۵۷ كشور مختلف (از جمله كشورهاي همجوار تركيه، عربستان، امارات و عمان) حضور دارند.

این روش ئی اف تی یا Emotional freedom technique تکنیک رهاسازی احساسات نام دارد.

 

 7

ئي‌اف‌تي چيست؟

 

گاهي اوقات آن را طب سوزني روحي يا طب سوزني بدون سوزن مي‌نامند. در اين روش بر برخي نقاط مورد استفاده در طب سوزني و طب فشاري با سر انگشتان ضرباتي زده مي‌شود و همزمان فرد بر روي مشكل خود تمركز مي‌نمايد و گاهي هم كلمات و جملاتي بر زبان مي‌آورد كه به تمركز بيشتر كمك مي‌كنند. از همين جا پيدا است كه عوارض جانبي منفي ندارد. بعيد به نظر مي‌رسد كه اگر فردي با سرانگشتان خود ضرباتي بر بعضي نقاط بدنش ضرباتي بزند دچار مشكلي گردد. تاكنون نيز علي‌رغم اين كه ده‌ها ميليون تن از آن بهره برده‌اند حتي يك نفر مدعي افزايش مشكل و يا تاثير جانبي سوء نگشته است.

اولین بار که ئی اف تی را یاد گرفتم متوجه شدم که کل ماجرا ضربه زنی به نقاط خاصی از بدن است و تکرار جملاتی خاص و در ابتدا گمان کردم روشی خرافی است و ناامید شدم. اما به سرعت با گرفتن نتایج هرچه بیشتر برای خودم و مراجعانم نظرم به کلی عوض شد و اکنون ئی اف تی را روشی معجزه گر می نامم. با چشمهای خودم شاهد بهبود مراجعانم بوده ام و بعد از رهایی از بار احساسی گذشته می توانم به روش کوچینگ به مراجعانم کمک کنم تا آینده ای رویایی برای خود بسازند.

در بدن ما یک سیستم الکتریکی شبیه سیم کشی خانه وجود دارد که از طریق این مدار الکتریسیته و انرژی عبور می کند و اعضای داخلی بدن ما را به هم وصل می کند ..سیستم الکتریکی بدن ما پیچیده تر از هر سیم کشی خانگی است. این سیستم الکتریکی بدن از هر سوپر کامپیوتری قوی تر است. کاری که ما با ضربه زنی انجام می دهیم این است که سیستم الکتریکی را تحریک می کنیم و بدیهی است که سیستم عصبی ما یک سیستم الکتریکی است. به همین دلیل ضربه زنی جریان الکتریکی را جاری می سازد. در زمان ضربه زدن جملاتی خاص و با جزئیاتی را بیان می کنیم که سیستم هیجانی و احساسی ما را فعال کند. و در حین ضربه زدن این انرژی مخفی شده در جسم ما آزاد می شود و به حرکت می افتد.

در کتاب ” شفای زندگی ” اثر لوییز هی ترجمه خانم گیتی خوشدل می خوانیم: دست کشیدن از نفرت و انزجار ، حتی می تواند بیماری سرطان را درمان کند . هنگامی که به راستی خود را دوست بداریم ، همه چیزهای نیکوی زندگی به حرکت در آمده و بسوی ما می آیند .ما باید گذشته را رها کنیم و همه را به بخشاییم . باید مشتاقانه بخواهیم که خویشتن دوستی را بیاموزیم .

ئی اف تی روش بخشیدن احساسات بلوک شده گذشته است.

 

EFT روشی برگرفته از دانش باستانی چین و علم مدرن امروز برای انواع بيماريها، انواع حساسيتها،  بهبود کارایی، توانگری موفقیت شغلی، تحصیلی رفع اضطراب، افسردگی، خنثي نمودن خاطرات ناگوار، اعتیاد و بسیاری از مشکلات که ریشه روحی و روانی دارند.

 

دلیل کارائی ئی اف تی شاید این باشد که بر مغز اثر می گذارد. تصاویری که توسط روشهای ام آر آی از مغز گرفته می شوند نشان می دهند که تحریک نقاط طب سوزنی، مستقیما پیامهایی را به نواحی بقا در مغز می فرستد. این نواحی همانهایی هستند که تعیین می کنند که باید در برابر خطر بایستیم یا فرار کنیم. کلمات به تنهای نمی توانند بر این نواحی اثر گذارند چون این نواحی مستقیما با مراکز زبان و منطق مرتبط نیستند. شاید ئی اف تی به ساز و کار غریزی بقا در مغز دست می یابد و به این ترتیب ما را یاری می دهد که عکس العمل های خود را در آن سطح از نو برنامه ریزی کنیم .

ئی اف تی این امکان را به ما می دهد که احساسات ناخوشایندی نظیر آزردگی، گناه، ترس و یا خشم را که بر روی زندگیمان تاثیر دارند برطرف سازیم و یا تغییر دهیم. مردم تنها پس از چند دور ضربه زدن اظهار می دارند که سبک تر و آرامتر شده اند و راحت تر می توانند نفس بکشند. ئی اف تی را می توان به راحتی آموخت و هرکسی قادر به استفاده از آن است. با ئی اف تی نوعی احساس جدید سلامتی به ما دست می دهد و نحوه تاثیرگذاری تنش بر ما نیز تغییر می کند. با بهره گیری از این روش شفابخش طبیعی می توانیم بفهمیم که افکار و باورها و احساسات چه نقشی بر جسم و زندگی ما دارند و چگونه می توانیم آگاهانه تغییرات مطلوبی را در آنها ایجاد کنیم.

هشدار- بدیهی است نه من و نه مبدع این روش و حتی نه مترجم آثار ئی اف تی در ایران –جناب آقای فرهاد فروغمند- هیچکدام منکر درمان پزشکی نمی شویم بلکه این روش را به عنوان نوعی طب مکمل در کنار درمان و برای گرفتن نتایج سریعتر پیشنهاد می کنیم.

شما نیز مانند هرکسی می توانید این روش را بیاموزید و یا از درمانگران این روش کمک بگیرید و زندگیتان را متعادل کنید.

رابینز، جک کانفیلد، لوئیز هی و دیگران در مورد ئی اف تی چه می گویند؟

نازنین سخاوتی/ کوچ خودتوانمند سازی و تغییر ذهن

http://www.emofree.com/

http://www.eft.ir/

برای آموزش به صورت خصوصی و همینطور رهاسازی و پاکسازی خاطرات و دردها با شماره تماس من تماس بگیرید.

[layerslider id=”8″]

,

چگونه با سوالهای درست به سمت پاسخ مورد علاقه مان هدایت شویم؟

داستان پروانه شدن یک مراجع و پیله امنش!

    الف.ح مراجع من است. برای بهبود در اوضاع کسب وکارش به من مراجعه کرده است. هدف این است که از درجا زدن دوری کند و به پیشرفتهای شغلی اش سرعت ببخشد.

     من کوچ توانمندسازی و تغییر ذهن هستم. به این مراجع کمک می کنم تا موانع درونی اش را شناسایی کند. آنها را حذف کند و مسیر رشد به سمت هدفش را هموارتر کند.

      اتفاقی که با این مراجع افتاد این است که بعد از ۴ جلسه کوچینگ متوجه شدم تعهداتش را نصفه انجام می دهد. بعضی ها را کامل، بعضی را اصلا و همیشه هم دلایل مناسبی دارد. به او این نکته را گوشزد کردم و خودش اعتراف کرد که تمام تمرینهایش را از سر رفع تکلیف انجام می دهد. و حسی که در زمان انجام آنها با او همراه است این است که به سرعت انجام دهد تا در جلسه حرفی برای گفتن داشته باشد و اصلا نتیجه آنها برایش مهم نیست. لحن صحبت کردن وی نیز،‌ احساس بی انگیزگی و بی حوصلگی می دهد.

      در جلسه پنجم با وی تمرینی انجام دادم که به مانع درونی وی برای رسیدن به موفقیت و همینطور انجام ندادن تمریناتش پی بردیم. او سالها پیش هنگامی که زن جوانی بوده است در شهری غریب به تنهایی زندگی می کرده است. چندین سال به تنهایی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است. و بعد که به زادگاه خودش بازگشته ناخوداگاه – به گفته خودش- «پیله ای» به دور خودش کشیده است که محیطی «امن و گرم» برای خود ایجاد کند و همه خستگی سالهای تنهایی واحساس درماندگی و وحشت تنهایی را از بین ببرد. ناخودآگاهانه به نظرش این استراحت حق اوست و هیچ تمایلی ندارد از پیله اش بیرون بیاید. محدوده امن او این پیله است. و بیرون از این محدوده امن، مشکلات و سختی ها، استرس ها و درماندگی ها منتظرش هستند. به سرعت و بی دقت تمرینهای موفقیتش را انجام می دهد و سریع به درون پیله امنش برمی گردد. در بحث کسب و کار پشت شریکش پنهان می شود تا در محدوده امنش بماند. از دردسرها و مسائل دوری می کند و به کارهای ساده و روزمره و روتین کار می چسبد. و همه اینها ناخوداگاه است.

     خودآگاهش می خواهد پیشرفت کند ولی ناخوداگاهش پیشرفت را برابر با خارج شدن از محدوده امن پیله می داند و هرگز حاضر به این کار نیست. این چیزی است که ما نام آن را وارونگی روانی یا عدم هماهنگی بین خودآگاه و ناخوداگاه و یا در کوچینگ تعهد ناخوداگاه می گذاریم.

     خوشبختانه پس از کشف پیله امن توانستیم با تمریناتی وی را کم کم آماده خروج از پیله کنیم تا موفقیت و پیشرفت کاری برایش اتفاق بیوفتد. با تغییر نگرش کم کم متوجه شد که می تواند به بیرون این پیله اعتماد کند، امروز کسانی را دارد که سالهای گذشته نداشته است و دلیلی ندارد همان احساسها تکرار شوند. متوجه شد که برای تغییر نیاز به خروج از پیله است. بین ماندن و استراحت کردن و خروج و پیشرفت کردن می تواند انتخاب کند و مهمتر از همه می تواند بین این دو یک «تعادل» منطقی و آگاهانه ایجاد کند.

نازنین سخاوتی/ کوچ توانمندسازی empowerment coach

[layerslider id=”8″]

کوچینگ coaching به زبان ساده

کوچینگ یا مربیگری coaching

کوچ با تلفظ « کُچ،coach » و نه کوچ به معنای مهاجرت دسته جمعی!!

کوچینگ همون مربیگری است. این کلمه از ورزش وارد حوزه کسب و کار و بعد زندگی شد.

کوچینگ یعنی یه رابطه دو نفره بین من (مربی) و شما (مراجع) . مراجع معمولا با سوالی در مورد یکی از جنبه های زندگیش پیش کوچ می ره.

مثلا

  • خانم خانه داری که دوست داره کار مفید تری برای خودش انجام بده و نمی دونه اون چیه.
  • زنی که رابطه اش با نامزدش تیره شده و دنبال بهتر کردن شرایطه.
  • کارمندی که بین ادامه دادن کارمندی و ایجاد شغل خودش ،دودل مونده..
  • مدیری که بعضی کارمندهاش رو نمی فهمه و نمی دونه چطوری باهاشون ارتباط برقرار کنه.
  • مردی که چند ساله به هر دری می زنه نمی تونه درآمدش رو افزایش بده و الان بدهکارم شده!!
  • دانش جویی که بین ادامه تحصیل و مهاجرت نمی دونه چه انتخابی بکنه
  • و هزاران نمونه دیگه.

« اصولا رابطه برقرار کردن با یک کوچ به این معنیه که مراجع از موقعیت فعلیش ناراضیه و دوست داره جای بهتری باشه و نیاز به کمک داره. »

کوچینگ

   اکثر مربی ها کوچینگ را به صورت تلفنی انجام می دن. یعنی مراجع معمولا هفته ای یکبار با کوچ تماس می گیره، یک تماس یک ساعته برقرار می کنن و با هم جنبه های مختلف موضوع، پیشرفتهای مراجع در طول یک هفته و قدمهای مورد نیاز بعدی رو بررسی می کنن.

    از اونجایی که کوچینگ هر موضوعی رو خیلی عمیق بررسی می کنه و سعی می کنه باور ناخودآگاهی که اون موضوع رو توی زندگی ایجاد کرده پیدا کنه و تغییرش بده، یک دوره کوچینگ تقریبا ۱۲ جلسه یعنی ۳ ماه طول می کشه. مثلا در مورد اینکه شخصی نمی تونه درآمدش رو زیاد کنه شاید این موضوع وجود داشته باشه که این هدف با ارزشهای شخص در تضاده. ارزشی مثل آزادی عمل ( همانطور که برای مراجع من اتفاق افتاده بود)

ادامه مطلب …