رسالت فرد

کار من عشق من است

چطور هم کارکنیم، هم تفریح کنیم، هم زندگی کنیم و هم لذت ببریم؟

 

تفکر سنتی درباره جستجوی کار و حرفه می‌گوید: زمانی که بالغ شدیم باید تصمیم بگیریم که چه‌کاری انتخاب کنیم و بعد دانش و مهارت لازم را کسب کنیم و آن کار و حرفه را دنبال کنیم. این کار می‌تواند شغل پدرانمان باشد، مصلحت روز جامعه باشد و یا شغل تائید شده‌ای از سمت پدر و مادر و جامعه‌مان. آن حرفه و کار بعدها تا پایان عمر دنبال ما خواهد بود. ساعت کار مشخص است و بعد از اتمام ساعت کار می‌توانید استراحت کنید یا به تفریح بپردازید. درازای ساعات مشخصی کار مقدار مشخصی پول می‌گیریم.

اما در آگاهی جدید دنیا، کار دیگر چیزی نیست که شما باید انجام بدهید تا بتوانید زندگی را ادامه دهید. کار و تفریح یکسان هستند. زمانی که انرژی‌تان را دنبال می‌کنید و همیشه آن کاری را می‌کنید که می‌خواهید، تفاوت بین کار و تفریح از بین می‌رود. کار دیگر چیزی نیست که باید انجام شود و تفریح دیگر چیزی نیست که دلتان می‌خواهد بکنید. وقتی کاری که دوست دارید را می‌کنید، می‌توانید سخت‌تر کارکنید و تولید بیشتری داشته باشید ولی به نظر سرگرمی خواهد آمد. دیگر هیچ‌چیز خشکی در دنیا وجود نخواهد داشت. این کار است و هم‌زمان سرگرمی و تفریح وزندگی. این‌ها یکی می‌شوند.

اما پول چه می‌شود؟ با پیروی از هستی نعمت‌های مادی به‌سوی ما می‌آیند. دیگر به خاطر پول کار نخواهید کرد. پول پاداشی است که دنیا به شما خواهد داد. زمان کار و پول دیگر رابطه مستقیم باهم نخواهند داشت. هرچه بیشتر توانایی این را داشته باشید که خودتان را به روی هستی و انرژی گشاده نگه‌دارید پول بیشتری به سمت شما خواهد آمد.

 

همچنان که شما پیروی از انرژی را در زندگی‌تان تجربه می‌کنید، انرژی شروع به هدایت شما در راه‌های مختلفی می‌کند و شروع می‌کنید به ابراز و بیان خویشتن به طرق مختلف. شما کاری که دوست دارید را می‌کنید، کاری که در آن تبحر دارید، آنچه برای شما آسان و توام با مبارزه و هیجان است. هر کاری انجام می‌دهید به شما احساس رضایت و خوشبختی می‌دهد. دیگر نمی گوئید: الآن به‌سختی کار می‌کنم تا بعداً بتوانم پول جمع کنم و از زندگی‌ام لذت ببرم. الآن سخت کار می‌کنم و وقتی بازنشسته شدم از زندگی‌ام لذت می‌برم.

 

اکثر افراد معمولاً در ته وجودشان نسبت به چیزی که دوست دارند انجام دهند دارای عواطفی هستند، این عواطف معمولاً سخت سرکوب‌شده‌اند. بااین‌همه آن کاری که هرگز نکرده‌اید به شکل یک رؤیاپردازی تجربه می‌شود. من همه شمارا تشویق می‌کنم با رؤیاهایتان تماس بگیرید. رؤیاهای شما می‌تواند به شما بگوید که به چه نحو واقعاً می‌خواهید خودتان را بیان کنید. بسیاری از اوقات دریافته‌ام که افراد نسبت به آنچه می‌خواهند انجام دهند احساس قوی دارند، ولی باز شغلی را انتخاب می‌کنند که با آرزوهایشان تفاوت بسیار دارد. بعضی وقت‌ها ضد رؤیاهایشان رفتار می‌کنند چون فکر می‌کنند منطقی‌تر است یا مورد تائید دیگران است.

خطر کنید. برای چیزی که واقعاً می‌خواهید خطر کنید و نگران نباشید. رؤیاهایتان را دنبال کنید. به هستی اعتماد کنید. آنگاه شاهد تغییرات معجزه‌آسا در زندگی خودتان و اطرافتان خواهید بود.

 

۱-   از هر میل درونی در مسیر کسب‌وکار و خواسته پیروی کنید حتی اگر احمقانه به نظر می‌رسد. مثلاً شاید ۶۰ ساله باشید ولی دلتان بخواهد در یک کلاس موسیقی ثبت‌نام کنید. این کار را بکنید.

۲-   هر نوع تخیلی که در مورد کار و حرفه‌تان دارید یادداشت کنید. مهم نیست چقدر غیرواقعی باشند، آن‌ها را بنویسید.

۳-   اگر بخواهید یک‌قدم کوچک مطابق میل درونی‌تان بردارید آن قدم کوچک چیست؟ اگر نمی‌توانید کسب‌وکار فعلیتان را رها کنید و به‌سوی رؤیاهای خودتان بروید، الآن این کار را نکنید؛ اما قدم‌های کوچکی مطابق رؤیاهایتان بردارید. بعداً این قدم‌ها بزرگ‌تر خواهند شد.

 

 

دوره رایگان و غیر حضوری کشف رسالت فردی و هدف نهایی زندگی

 

برای ثبت نام رایگان اینجا را کلیک کنید

2 پاسخ
  1. رضا
    رضا گفته:

    این موضوع بستکی به شرایط اقتصادی و میزان پیشرفت فردی داره
    اکثر افراد موفق در ابتدای زندگی به مشاغل سخت رو اوردن
    برای یک فرد که کلی استرس و اضطراب داره و امور روزمره زندگی اش به سختی میگذره این نسخه کارساز نیست
    به این افراد باید توصیه کرد که برای شروع هر کاری پیشنهاد شد بهش فکر کنن و حتی اون را موقتا بپذیرن
    بهتره مخاطب های اندکتون را سردرگم نکنید
    مگر اینکه مخاطبش فقط هم جنس های خودتون باشن (خانم ها منظورمه)

    پاسخ
    • kimiyagar
      kimiyagar گفته:

      ممنونم از پیامتون. ولی فکر کنم کلا موضوع رو متوجه نشدید. بهتره چند بار دیگه مقاله رو کامل بخونید. شما به دو صورت می تونید ب موضوعات برخورد کنید. سنتی و به سبک آگاهی جدید. صحبت شما مربوط به سبک سنتیه. و البته گذر از این سبک و رسیدن به آگاهی جدید برای همه آسون نیست. اما بهتره شروع کنید. امروز شروع کنید بهتره تا فردا.
      من به افراد توصیه ای نمی کنم. نمی تونم توصیه کنم هرکاری پیشنهاد شد بهش فکر کنن. چون به نوعی این توصیه “احمقانه” هم می تونه باشه. چرا وقتی جای شخصی نیستم بهش توصیه ای بکنم.
      در هرصورت این متن راجبه اعتماد به انرژیه و گارد شما رو کاملا درک می کنم و گفنم این گذار کمی طول میکشه. کتاب زندگی در روشنایی نوشته شاکتی گاوین رو مطالعه بفرمائید.
      سپاس

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress spam blocked by CleanTalk.
من به اندازه کافی خوب نیستم

با باور محدودکننده من به‌اندازه کافی خوب نیستم چه کنیم؟ همراه با فایل صوتی

/
من به اندازه کافی خوب نیستم یکی از باورهای مرکزی که خیلی هم ر…
ذهن کودکان

چطور ذهن کودکان را برای موفقیت برنامه‌ریزی کنید؟

/
چطور ذهن کودکان را برای موفقیت برنامه‌ریزی کنید؟ ناخودآگاه ما تا 7 سالگی برنام…
هدف نهایی و رسالت فردی

9 دلیل که چرا باید هدف نهایی و رسالت فردی خود را پیدا کنید.

/
تاکنون پیش آمده است که در یک جاده با سرعت زیاد در حال حرکت باشید…