نوشته‌ها

آتش درونتان را شعله ور کنید.

چگونه انگیزه مان را بیشتر کنیم:

مثال شماره ۱: فرض کنید آنقدر گرفتار و درگیر هستید که مرتب کردن خانه یا اتاق کارتان به یک کابوس بدل شده است.

سناریوی اشتباه: هدف گذاری می کنید و به خودتان قول می دهید تمام آخر هفته را به تمیزکردن بپردازید و همه چیز را مرتب کنید. به احتمال زیاد این اخر هفته رویایی هرگر نمی رسد. روز پشت روز و هفته بعد از هفته می گذرد و نه تنها خانه تان مرتب نشده است بلکه به میزان آشفتگی آن هم اضافه شده است.

سناریوی درست: می توانید به روشی متفاوت عمل کنید. موبایلتان را روی یک ساعت خاص کوک کنید. مثلا ۵ بعدازظهر. و راس ساعت ۵ بعدازظهر به سراغ کوچکترین قسمت خانه تان که همچنان بهم ریخته هم هست بروید. و بعد به مدت فقط یک ربع آنجا را تمیز کنید. شروع به مرتب کردن کنید و وقتی که ساعتتان گذشت یک ربع ساعت را خبر داد با خیال راحت کار را متوقف کنید. به حجمی که مرتب کرده اید نگاهی بیندازید و به خودتان یک دست مریزاد بگوئید. این کار را در چند روز متوالی انجام دهید.

نتیجه:‌برای روشن کردن آتش درونتان به یک پاداش فوری نیاز دارید. ( مثلا مرتب کردن کتابخانه تان).

13

مثال شماره ۲: فرض کنید بدهی مالی زیادی دارید. وام، قسط عقب افتاده، قبض های تاریخ گذشته و ….

سناریوی غلط: با تکیه بر علم ریاضی لیستی از بدهی ها تهیه کنید و با احتساب سود آنها از بزرگترین آنها که می توانند وامی با بهره ۲۵ درصد باشد شروع کنید. با این استدلال که بهتر است قرضهایی با بهره بیشتر را سریعتر بپردازیم. متاسفانه باید بگویم در این مورد انگیزه قوی تر از علم ریاضی است.

سناریوی درست: اگر شما ۱۸۵ هزار تومان از یک بدهی ۲ میلیون تومانی را بپردازید حس بهتری برای ادامه دارید یا اگر ۱۸۵ هزار تومان از یک قبض برق ۱۸۵ هزار تومانی را کامل بپردازید؟ لیستی از بدهی هایتان درست کنید و کمترین موارد را پرداخت کنید. و بعد از پرداخت با خودکاری قرمز روی آنها را خطی بزرگ بکشید.

نتیجه: تغییر را کوچک کنید. آنقدر کوچک که غلبه بر آن حس پیروزی به شما بدهد. پیروزی های کوچک و فوری آتش به جانتان می اندازد.

12

با الهام از کتاب کلید را بزن.

[layerslider id=”8″]

چرا چرخ زندگیتان نمی چرخد؟

آیا تاکنون حس کرده اید که وقتی درگیر کاری می شوید ناخودآگاه از جنبه های دیگر زندگی غافل می شوید و این غفلت پس از مدتی شما را دچار ناراحتی و اضطراب می کند؟ برایتان پیش آمده است که حس کنید در جایی چرخ زندگیتان لنگ می زند؟ آیا چرخ زندگیتان خوب می چرخد یا چوب لای چرختان رفته است؟!

در روانشناسی موفقیت مفهومی وجود دارد به نام چرخ زندگی. اگر به چرخهای یک دوچرخه نگاه کنید حتما متوجه شده اید که این چرخ فقط هنگامی حرکت می کند و به جلو پیش می رود که یک دایره کامل باشد و اگر چرخ به هرشکلی جز دایره باشد حرکتی رو به جلو وجود ندارد.

bike_wheel

زندگی ما از جهاتی شبیه به این چرخ دوچرخه است و فقط هنگامی با شادی و رضایت به سمت جلو حرکت می کنیم که این چرخ یک دایره کامل باشد. در غیر اینصورت مسیر پیشرفت خود را به سختی و با تنش زیادی طی می کنیم.

چگونه بفهمم که چرخ زندگیم چه شکلی است؟

برای این کار کافی است شکل زیر را برای خود رسم کنید.

چرخ زندگی

توضیح هر جنبه:

جملات زیر را بخوانید و به هر جمله از یک تا پنج به خود نمره بدهید. هیچ نمره غلط و اشتباهی وجود ندارد. با خودتان رو راست باشید. نمره بیشتر به معنای موافقت بیشتر شما با جملات است.

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

چرخ زندگی

پس از اینکه به هر نوشته نمره ای دادید، نمرات خود را جمع کنید و در چرخ زندگی علامت بزنید. هرچه شکل شما به دایره نزدیک تر باشد و این دایره شعاع بیشتری داشته باشد در زندگی خود جایگاه بهتری دارید.

نکات مهم:
  • در قسمتهایی که ایراد زیادی مشاهده می کنید می توانید برای مدتی تمرکز خود را در این قسمتها گذاشته و به بهبودی اوضاع بپردازید. بهتر است همه قسمتها در یک دوره زمانی مثلا یکساله با هم رشد کنند و تناسب داشته باشند اما می توان برای مدتی به طور مثال روی روابط تمرکز کرد و پس از بهبود این جنبه به جنبه بعدی پرداخت.
  • با استفاده از مفهوم چرخ زندگی می توانید برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت انجام دهید.
  • در مورد سطح ایده آل هر جنبه فکر کنید و تغییراتی را که لازم است در هر جنبه از زندگی بدهید.
  • در هرکدام از این جنبه ها می توانید از یک مربی (COACH) برای رسیدن به سطح بهتر استفاده کنید. نقش مربی تعیین جایی که هستید، جایی که میخواهید بروید، ابزاری که در دسترس دارید، حفظ تمرکز روی موضوع، و دادن بازخوردی صادقانه به شماست.

دو نمونه چرخ زندگی کامل شده:

چرخ زندگی 1

چرخ زندگی

چرخ زندگی2

چرخ زندگی

برای تغییر عادت در هر قسمت چرخه اینجا را بخوانید.

موفق باشید و چرخ زندگی برایتان بچرخد.

[layerslider id=”8″]

چرا به برخی اهدافم می رسم و به بعضی نمی رسم؟

تاکنون پیش آمده است که برای خود هدفی انتخاب کنید، تمام نیروی اراده تان را به کار بگیرید، تمام مثبت نگری خود را فعال کنید، قوه تصورتان را به کار بیندازید ولی به چیزی که می خواهید نرسید؟

چگونه است که بعضی از اهداف بدون برنامه ریزی های سخت و بدون تلاش فیزیکی زیاد ،گویا خود به خود به دست می ایند وبعضی ها حتی با تلاش سخت و شبانه روزی هم به دست نمی آیند؟

اینکه بخواهید به هدفی برسید و صرفا نیروی اراده تان را فعال کنید و به کار بگیرید به قول نویسنده اثر مرکب مثل این است که برای دور نگه داشتن یک خرس خاکستری گرسنه از زنبیل پیک نیکتان، روی آن یک دستمال سفره بگذارید !! شما برای جنگیدن با این خرس به چیزی بیشتر از نیروی اراده نیاز دارید.

وقتی انتخاب می کنیم که هدفی را برگزینیم و به آن پایبند بمانیم تا به آن برسیم، باید به این بیندیشید که چه چیزی ما را برای گام برداشتن در این مسیر سخت اهداف جدید استوار و پابرجا نگه می دارد؟ چه چیزی ما را از عقب نشینی کردن باز می دارد؟ چی چیزی این دفعه را با همه دفعات قبلی که هدف را انتخاب کردیم و نرسیدیم تفاوت می کند؟ چه چیزی ما را در مقابل وسوسه رها کردن هدف و به روند عادی و مطمئن قبل برگشتن ایمن نگه می دارد؟

شما بار قبل انتخاب کردید که وزنتان را کم کنید و تمام اراده تان را برای این هدف به کارگرفتید. چه چیزی شما را به هدفتان نرساند؟ دفعه آخری که تصمیم گرفتید درآمد ماهیانه تان را افزایش دهید و چند روزی در تب و تاب رسیدن به این هدف بودید، چه چیزی بعد از چند روز در شما فرونشست که دیگر به آن هدف فکر نکردید؟

نیروی چرایی چیست؟

همان چیزی است که باعث می شود شما بتوانید کارهای خسته کننده، ملال آور، پیش پا افتاده و پر زحمت را انجام دهید.همه ی چگونگی ها بی معنی خواهند بود اگر چرای شما به اندازه کافی قوی باشد. در صورت پیدا کردن یک چرایی قوی در خودتان، تمام راه رسیدن به اهداف به صورت خودبخودی و با کمی تلاش انجام خواهد شد. در این صورت است که دیگر چیزی جلوی پیشرفت شما را نمی تواند بگیرد.

اجازه بدهید با یک مثال نیروی چرایی و قدرت آن را نشانتان بدهم.

فرض کنید یک تخته باریک به طول سه متر و عرض ۳۰ سانتی متر روی زمین قرار دارد. من به شما می گویم: به شما ۵۰۰ هزار تومان پاداش می دهم اگر از روی این تخته عبور کنید. شما بدون ترس و بدون دردسر این کار را انجام می دهید و پاداشتان را به راحتی می گیرید. حالا اگر تخته را بین دو ساختمان ۲۰ طبقه به صورت یک پل قرار دهم و باز هم به شما بگویم که در مقابل عبور از این تخته شما ۵۰۰ هزار تومان پاداش می گیرید. آیا اینبار این کار را انجام می دهید یا رد شدن از روی این پل باریک را دیوانگی می دانید؟ اما اگر به شما بگویم که ساختمان رو به رو آتش گرفته است و فرزند شما در میان آن آتش گیر افتاده و تنها راه رسیدن به او و نجات دادنش از طریق همین پل است، آیا از روی این پل عبور می کردید؟

فوری و بدون دلیل این کار را می کردید و حتی در مورد پاداش هم چیزی نمی پرسیدید.[layerslider id=”8″]

نیروی چرایی

نیروی چرایی محرک مهمی است.

چرا بار اول نخواستید از روی پل عبور کنید ولی بار دوم سریع اقدام به این کار می کنید؟ مگر خطرها و ریسک ها در هر دو صورت یکی نبودند؟ پس چه چیزی تغییر کرد؟ نیروی چرایی شما. انگیزه شما برای انجام این کار. دلیل انجام این کار. متوجه شدید؟ اگر چرایی به اندازه کافی بزرگ باشد شما تقریبا هر کاری حاضرید انجام بدهید.

نیروی چرایی

شما باید چیزی را بخواهید که بدانید چرا آن را می خواهید و این چرا به اندازه کافی بزرگ باشد، وگرنه خیلی زود تسلیم می شوید.( لازم است چیزی که می خواهید منطبق با ارزشهای درونیتان باشد. در قسمت بعدی در مورد ارزشها صحبت می کنیم)

چرایی شما چیست؟ اگر می خواهید در زندگیتان پیشرفت کنید باید یک دلیل داشته باشید ، چرایی شما باید چیزی باشد که شما را به صورتی خارق العاده به هیجان آورد و برانگیزاند.

کشف این چرایی کار سختی نیست، اما چیزی که این فرآیند را تسهیل می کند این است که شخص دومی به شما گوش دهد و نیاز ها و خواسته های اصلی شما را بشنود. چیزی که خودتان شاید متوجه آن نباشید. به این دلیل که در لحظه بسیار به اهدافمان و پیشرفت در زندگی توجه می کنیم و علاوه بر آن حرف سایر دوستان و اعضای خانواده مان هم ممکن است روی انتخاب هدف ما تاثیر بگذارند، معمولا زیاد به چرایی نهفته در پشت آن فکر نمی کنیم. در این هنگام نقش یک مربی(coach ) می تواند فوق العاده اثر گذار باشد. کسی که می شنود، بازخورد می دهد و وظیفه دارد چرایی شما را کشف کند.

یادتان باشد، بازخورد صبحانه قهرمانان است!

فقط کافی نیست تا انتخاب کنید که موفق باشید، باید عمیق تر کاوش کنید تا انگیزه اصلی تان را پیدا کنید و قدرتهای نهفته تان را فعال کنید: همان نیرویی چرای تان را.

آیا می دانید چگونه یک کوچ می تواند به شما کمک کند که انگیزه تان را حفظ کنید؟ اینجا را کلیک کنید

به این ۷ دلیل شما نیاز به یک کوچ دارید:

کوچینگ یک مفهوم نامتعارف نیست:

در ورزش نقش کوچ(مربی) برای توسعه تواناییهای قهرمان یا تیم کلیدی است.
ورزشکار اگر متعهد به بهبود و پیشرفت باشد قطعا به کوچ(مربی) نیاز دارد!
آنها تشخیص می دهند که تواناییها یا استعدادهای بالفعلی دارند و می خواهند این توانایی ها را در رشته ورزشی خودشان به سطوح بالاتری برسانند.
کاری که کوچ(مربی) انجام می دهد این است که از طریق یک فرآیند کمک می کند تا ورزشکار با این توانایی ها ارتباط برقرار کند و آنها را بیرون بکشد، و این موضوع به یک شور و شوق تبدیل می شود.

۱-مسئولیت پذیری
من معتقدم که این دلیل مهمترین چیزی است که چرا باید یک کوچ(مربی) داشت.
اگر شما بگوئید که قصد دارید کاری انجام بدهید،یک مربی خوب همراه شما پیگیری خواهد کرد، و اگر تعهدهای توافق شده انجام نشود، دلیل آن را پیگیری می کند.

یک کوچ :

  • ۱- آشکار و منظم در مورد عملکردتان صحبت می کند و شما را به سمت پیشرفت هل می دهد.
  • ۲-رفتار و عملکرد شما را تشویق و ترغیب می کند.
  • ۳-دلایل عملکرد ضعیفتان را کشف و شناسایی می کند و آنها را حذف می کند یا حداقل کاهش می دهد.
  • ۴-شما را به ارزیابی عملکرد خودتان به صورت منظم تشویق می کند.
  • ۵-اطمینان حاصل می کند که در مورد اهداف و انتظاراتتان شفاف هستید.

۲- تمرکز
یک کوچ(مربی) خوب در برنامه پیشرفت شخصی از شما حمایت می کند تا به طور شفاف نقشه ای از مسیر پیشرفت خود داشته باشید. او همچنین تمرکز شما را در هر مرحله از این طی این مسیر بر روی هدف حفظ خواهد کرد.
وقتی با چیزی در حال مبارزه کردن هستید، وسوسه می شوید تا از یک مرحله به مرحله بعدی بپرید. یک مربی اطمینان پیدا می کند که شما این کار را نخواهید کرد تا زمانی که به هدفهای تعیین شده برای آن مرحله دست یابید و به شما حمایت و انگیزه لازم برای این کار را می دهد.

۳-انگیزه
انگیزه نیروی محرکه همه اقدامات ماست. این احساس است که ما را به پیش رفتن وا می دارد و مجبورمان می کند در مسیر بمانیم حتی زمانی که اشتیاق اولیه از دست رفته است. گاهی اوقات همه ما نیاز داریم که یک افزایش انگیزه در زندگیمان ایجاد شود .
کوچ(مربی) کسی که است که به شما انگیزه می دهد و شما را تشویق می کند که به خودتان هم انگیزه بدهید.
اگر تا به حال آرزوی داشتن کسی در کنارتان را داشتیه اید که حامی ،هدایتگر و تشویق کننده شما باشد، یک مربی می تواند کمک بزرگی در این زمینه به شما بکند.

۴- منابع
یک کوچ(مربی) خوب با طیف وسیعی از ابزارها و تکنیکها به سراغ شما می آید که به شما کمک می کند تا به اهدافتان دست پیدا کنید. او همچنین شبکه خوبی از ارتباطات دارد و آن را با شما تقسیم می کند.
این می تواند شامل کتابهای زیاد، منابع صوتی و تصویری، منابع انلاین مفید و انسانهای مفید باشد.

۵- یک دیدگاه متفاوت
وقتی شما در میانه بازی خود هستید به کوچی(مربی) احتیاج دارید که چشم انداز وسیع تری در همه زمینه ها ایجاد کند. یک کوچ خوب شما را قادر می سازد تا با یک رویکرد تازه به مشکلات نگاه کنید.
گاهی اوقات ما اجازه می دهیم که احساساتمان رویای ما را تیره کنند و تصمیمهای ما را به لرزه اندازند. اما یک کوچ این دلبستگی عاطفی را ندارد و به شما یک نقطه نظر بی طرف خواهد داد.
همچنین یک کوچ اغلب اوقات درکی دارد که می تواند به دور اندیشی ما کمک کند.[layerslider id=”8″]

۶- چالش
گاهی اوقات کسانی که در ارتباط نزدیکی با شما هستند، مثل دوستتان، همکارتان یا همسرتان نمی توانند شما را به چالش بکشند زیرا آنها نمی خواهند صخره ای برای قایق شما باشند. اما یک کوچ(مربی) خوب شما را در راههای مختلفی به چالش می کشد.
او شما را به چالش می کشد تا خودتان را به جلو هل بدهید و مسافتهای بیشتری را طی کنید.
او هر گونه عملکرد ضعیف و سستی را به چالش می کشد.
او ایده های شما را به هدف بررسی عمیق تر به چالش می کشد.
او نگرشهای منفی و طرز فکر های شکست را به چالش می کشد.

۷- بازخورد
زمانهای زیادی شما پی می برید که پیدا کردن کسی که بتوانی عمیق ترین احساسات خود را با او در میان بگذارید سخت است. یک کوچ(مربی) محیط امنی را برای شما فراهم می کند که تا درباره ترسها و نگرانی های خود صحبت کنید و به شما بازخوردی صادقانه و بی طرف می دهد.

زمان شما با مربی تان، زمانی برای تمرکز روی خودتان و روی پیشرفتتان است. مربی شما آرمانهای شما را به اندازه خودتان جدی می گیرد.