نوشته‌ها

باور مرکزی

پرسشنامه باورهای مرکزی

پرسشنامه باورهای مرکزی

برگرفته از پرسشنامه طرح‌واره جفری یانگ

 

جملات زیر را بخوانید و هرکدام که در مورد شما صدق می کند کلمه درست و اگر صدق نمی کند کلمه غلط را بدهید:

 

  1. من ارزش آن را دارم که دوستم بدارند و به من احترام بگذارند.
  2. دنیای من دنیای زیبا و امن است.
  3. من وظایف بسیاری را به‌خوبی انجام می‌دهم.
  4. من کنترل زندگی خودم را در دست دارم.
  5. احساس می‌کنم دیگران دوستم دارند و به من اهمیت می‌دهند.
  6. می‌توانم به خودم متکی باشم.
  7. دنیا نه عادل است نه بی‌عدالت.
  8. احساس تعلق شدیدی به خانواده و جامعه دارم.
  9. بیشتر مردم قابل‌اعتماد هستند.
  10. معیارهای معقول خودم را دارم.
  11. اغلب احساس کمبود و نقص می‌کنم.
  12. زندگی پر از خطر است. مشکلات سلامتی، مالی و طبیعی هر آن می‌تواند اتفاق بیفتد.
  13. من اساساً ناتوان هستم.
  14. کنترل بسیار کمی روی زندگی خودم دارم.
  15. هیچ‌وقت احساس نکرده‌ام که خانواده‌ام به من اهمیت می‌دهند.
  16. دیگران خیلی بهتر از خودم می‌توانند از من مراقبت کنند.
  17. وقتی نمی‌توانم چیزی را که می‌خواهم به دست بیاورم ناراحت می‌شوم و تحمل پاسخ نه به یک خواهش را ندارم.
  18. اغلب احساس می‌کنم که از جمع طردشده‌ام.
  19. خیلی‌ها می‌خواند مرا آزار دهند یا از من سو استفاده کنند.
  20. خیلی کم پیش می‌آید که از کاری که می‌کنم راضی باشم. اغلب فکر می‌کنم می‌توانستم آن را بهتر انجام دهم.
  21. نسبت به خودم احساس خوبی دارم.
  22. می‌توانم در برابر بیشتر خطرات از خودم دفاع کنم.
  23. انجام بعضی کارها برایم ساده است.
  24. توانایی حل بیشتر مشکلاتم را دارم.
  25. دست‌کم یک رابطه صمیمانه رضایت‌بخش دارم.
  26. مخالفت با دیگران اشکالی ندارد.
  27. وقتی چیزی که می‌خواهم را به دست نمی‌آورم این مسئله را می‌پذیرم.
  28. به‌خوبی می‌توانم با حلقه دوستانم جور شوم.
  29. خیلی کم پیش می‌آید که لازم بدانم در مقابل دیگران از خودم دفاع کنم یا جبهه بگیرم.
  30. می‌توانم خودم را به خاطر شکست‌هایم ببخشم.
  31. هیچ‌کدام از کسانی که دوستشان دارم اگر مرا به‌خوبی می‌شناختند دوستم نمی‌داشتند.
  32. از اینکه مریض شوم یا آزار ببینم می‌ترسم.
  33. وقتی به قضاوت خود تکیه می‌کنم تصمیم‌های غلط می‌گیرم.
  34. بعضی‌اوقات وقوع برخی حوادث مرا گیج و مبهوت می‌کند..
  35. روابط من سطحی است. اگر همین فردا ناپدید شوم هیچ‌کس متوجه من نخواهد شد.
  36. بر طبق نقشه‌های دیگران زندگی می‌کنم.
  37. برای اینکه شاد باشم باید چیزهای خاصی داشته باشم.
  38. احساس می‌کنم غریبه هستم.
  39. بیشتر مردم فقط به فکر خودشان هستند.
  40. من کمال طلب هستم و در هر کاری که می‌کنم باید بهترین باشم.
  41. نیازهای به حقی دارم و مستحق برآورده شدن آن‌ها هستم.
  42. تمایل به خطر کردن دارم.
  43. آدم توانایی هستم و به‌اندازه بیشتر مردم قابلیت دارم.
  44. احساسات آنی بر من مسلط نیست.
  45. در خانواده احساس حمایت می‌کنم.
  46. برای هر کاری که می‌کنم نیاز به تائید دیگران ندارم.
  47. کارها حتی اگر شده در آخر کار به نحو مطلوبی پیش می‌روند.
  48. مردم اغلب همان‌طور که هستم مرا می‌پذیرند.
  49. کم پیش می‌آید که فکر کنم از من سو استفاده می‌شود.
  50. برای خودم هدف‌هایی را تعیین می‌کنم که قابل حصول باشند.
  51. آدم کودن و خسته‌کننده‌ای هستم و نمی‌توانم باکسی گفتگویی دلپذیر داشته باشم.
  52. در مصرف پولم بی‌مبالات هستم و ممکن است روزی از هستی ساقط شوم
  53. از درگیرشدن در رقابت و برخورد با دیگران گریزانم.
  54. می‌ترسم مغلوب حمله شدید گریه، عصبانیت و یا میل جنسی شوم.
  55. نگرانم کسی را که دوستش دارم بمیرد و یا مرا ترک کند.
  56. به‌تنهایی نمی‌توانم خوب عمل کنم.
  57. احساس می‌کنم مجبور نیستم بعضی از محدودیت‌هایی که برای مردم عادی وجود دارد را بپذیرم
  58. مردم اغلب در کارهایی که انجام می‌دهند مرا شرکت نمی‌دهند.
  59. بیشتر مردم غیرقابل‌اعتماد هستند.
  60. شکست برایم خیلی ناراحت‌کننده است.
  61. من در این دنیا به‌حساب می‌آیم.
  62. می‌توانم از خودم و کسانی که دوستشان دارم مواظبت کنم.
  63. اگر سعی کنم می‌توانم مهارت‌های جدیدی یاد بگیرم.
  64. اغلب می‌توانم احساسات خود را مهار کنم.
  65. می‌توانم توجه و مراقب دیگران را به‌اندازه‌ای که به آن نیاز دارم جلب کنم.
  66. گذراندن وقت در تنهایی را دوست دارم.
  67. بیشتر اوقات احساسم این است که با من به عدالت رفتار می‌شود.
  68. امیدها و آرزوهایم خیلی شبیه امیدها و آرزوهای دیگران است.
  69. به دیگران حق تردید کردن می‌دهم.
  70. من کامل نیستم و این مسئله هیچ اشکالی ندارد.
  71. من جذاب نیستم.
  72. ترجیح می‌دهم کارها را به شیوه‌های قدیمی و آشنای خودم انجام دهم و خودم را با خطر پیش آمدن مسائل غیرمنتظره روبه‌رو نکنم.
  73. وقتی تحت‌فشار هستم خوب عمل نمی‌کنم.
  74. قدرت تغییر اوضاع و احوالی که در آن قرار دارم را ندارم.
  75. هیچ‌کس را ندارم که از من حمایت کند یا با او مشورت کنم.
  76. خیلی سعی می‌کنم خوشایند دیگران باشم و نیازهای دیگران را به نیازها خودم ترجیح می‌دهم.
  77. اغلب بدترین‌ها را انتخاب می‌کنم.
  78. گاهی احساس می‌کنم که بیگانه‌ام و خیلی با دیگران فرق دارم.
  79. باید در مقابل اظهارات دروغ و خصومت‌آمیز دیگران جبهه بگیرم.
  80. آن‌قدر کار می‌کنم که به روابطم با دیگران و به‌سلامت یا شادمانی‌ام لطمه می‌زنم.
  81. اغلب کسانی که دوستشان دارم و به آن‌ها احترام می‌گذارم مرا دوست دارند و به من احترام می‌گذارند.
  82. زیاد نگران سلامتی یا پول نیستم.
  83. خیلی از تصمیم‌هایم درست هستند.
  84. وقتی لازم باشد می‌توانم مسئولیت قبول کنم.
  85. ازنظر توصیه‌های دوستانه و حمایت‌های عاطفی می‌توانم به دوستانم تکیه کنم.
  86. نظر مستقل خود را دارم و می‌توانم از آن‌ها دفاع کنم.
  87. بیشتر اوقات دیگران با من منصفانه رفتار می‌کنند.
  88. می‌توانم شغلم را تغییر دهم یا به گروه جدیدی ملحق شوم و خیلی زود در شغل یا گروه جدید جا بیفتم.
  89. ترجیح می‌دهم ساده‌لوح باشم تا شکاک.
  90. اشتباه کردن اشکالی ندارد.
  91. من مستحق توجه یا احترام زیاد نیستم.
  92. من وقتی خیلی از خانه دور می‌شوم احساس ناراحتی می‌کنم.
  93. در هر کاری که تلاش می‌کنم خرابکاری به بارمی آورم.
  94. اغلب قربانی شرایط هستم.
  95. کسی را ندارم که مرا در آغوش بکشد، اسرارش را با من در میان بگذارد و برایش مهم باشد چه بلایی سر من می‌آید.
  96. در بیان خواسته‌ها و نیازهای خودم مشکل‌دارم.
  97. گرچه زندگی‌ام ازنظر عینی خوب است اما مشکل می‌توانم آن قسمت‌هایی که مطابق نظرم نیست را بپذیرم.
  98. احساس می‌کنم به‌جایی که هستم تعلق ندارم.
  99. بیشتر مردم زیر قولشان می‌زنند و دروغ می‌گویند.
  100. برای خودم قانون‌های روشنی دارم که دنیا را به سیاه‌وسفید تقسیم می‌کند.

این پرسشنامه مربوط به ده موضوع مهم است. این موضوعات بخش‌های مهم زندگی هر فرد محسوب می‌شود که ممکن است در مورد آن‌ها یک سری باورهای هشیارانه و ناهشیارانه داشته باشید.

تحلیل پرسشنامه

 

  • ارزش

به پاسخ‌های خود در جمله‌های ۱، ۲۱، ۴۱، ۶۱، ۸۱ نگاه کنید و برای هر پاسخ درست به خودتان ۱ بدهید.

سپس به پاسخ‌های جملات ۱۱، ۳۱، ۵۱، ۷۱، ۹۱ نگاه کنید و برای هر پاسخ غلط به خودتان ۱ بدهید.

نمره‌های به‌دست‌آمده را باهم جمع کنید و بنویسید.

نمره‌ای که روی مقیاس ۰ تا ۱۰ به دست می‌آید نشان می‌دهد که چقدر با این جمله «من ارزشمند هستم» موافق هستید. هرچه نمره شما بالاتر باشد ارزشی که برای خودتان به‌عنوان یک انسان معتقد هستید بیشتر می‌شود.

  • امنیت

به پاسخ‌های خود در جمله‌های ۲، ۲۲، ۴۲، ۶۲، ۸۲ نگاه کنید و برای هر پاسخ درست به خودتان ۱ بدهید.

سپس به پاسخ‌های جملات ۱۲، ۳۲، ۵۲، ۷۲، ۹۲ نگاه کنید و برای هر پاسخ غلط به خودتان ۱ بدهید.

نمره‌های به‌دست‌آمده را باهم جمع کنید و بنویسید.

نمره‌ای که روی مقیاس ۰ تا ۱۰ به دست می‌آید نشان می‌دهد که چقدر با این جمله «من ایمن هستم» موافق هستید. هرچه نمره شما بالاتر باشد امنیت بیشتری احساس می‌کنید.

  • عملکرد

به پاسخ‌های خود در جمله‌های ۳، ۲۳، ۴۳، ۶۳، ۸۳ نگاه کنید و برای هر پاسخ درست به خودتان ۱ بدهید.

سپس به پاسخ‌های جملات ۱۳، ۳۳، ۵۳، ۷۳، ۹۳ نگاه کنید و برای هر پاسخ غلط به خودتان ۱ بدهید.

نمره‌های به‌دست‌آمده را باهم جمع کنید و بنویسید.

نمره‌ای که روی مقیاس ۰ تا ۱۰ به دست می‌آید نشان می‌دهد که چقدر با این جمله «من فرد باکفایتی هستم» موافق هستید. هرچه نمره شما بالاتر باشد کفایت بیشتری در خود احساس می‌کنید.

  • تسلط

به پاسخ‌های خود در جمله‌های ۴، ۲۴، ۴۴، ۶۴، ۸۴ نگاه کنید و برای هر پاسخ درست به خودتان ۱ بدهید.

سپس به پاسخ‌های جملات ۱۴، ۳۴، ۵۴، ۷۴، ۹۴ نگاه کنید و برای هر پاسخ غلط به خودتان ۱ بدهید.

نمره‌های به‌دست‌آمده را باهم جمع کنید و بنویسید.

نمره‌ای که روی مقیاس ۰ تا ۱۰ به دست می‌آید نشان می‌دهد که چقدر با این جمله «من قدرتمند هستم» موافق هستید. هرچه نمره شما بالاتر باشد احساس تسلط بیشتری بر زندگی خود می‌کنید.

درس ۲۱ روزه دوست داشتن خود به شما در بهبود هریک از زمینه های فوق کمک می کند. البته با روش ای اف تی!

حذف گفتگوی منفی درونی با یک تکنیک ساده کوچینگ

یک تکنیک ساده کوچینگ:

? حذف گفتگوی منفی درونی:

همیشه به مراجعانم توضیح می دهم که کسانی که گفت گوی منفی درونی دارند، از رفتن به سمت موفقیت باز می مانند. این صدای کوچک درون سر شما می تواند اهدافتان را محدود کند، عزت نفستان را نابود کند. اما کشتن این گفتگوی منفی درونی به شما فرصت موفقیتهای بیشتر می دهد.

سپس با مراجعم تمرین زیر را انجام می دهیم:

▪️- به یک گفتگوی منفی درونیتان فکر کنید. توجه کنید که این فکر کجای سرتان است؟ راست یا چپ؟ جلو یا عقب؟

??
▪️- این صدا چقدر بلند است؟ معمولی است؟ آهسته است یا جیغ مانند است؟

??
▪️- اگر می توانستید این صدا را به یک شکل تبدیل کنید، چه شکلی بود؟ مربع؟ مستطیل ؟ دایره؟ یا هر شکل دیگری؟اگر شکلی ندارد فکر کنید که شما یک نقاش هستید و قرار است این شکل را نقاشی کنید، برای این صدا چه شکلی می کشید؟

??
▪️- شکلتان چه رنگی است؟این شکل همان نقطه ای است که صدا بود؟

??
▪️- به آرامی این شکل را از سرتان به سمت شانه هایتان حرکت دهید. الان چه احساسی دارید؟ – بعضیها می گویند که این فکر قدرتش کمتر شده است. در مورد شما چطور است؟

??
▪️-شکل را از سمت شانه هایتان به سمت آرنجتان هدایت کنید. چه حسی دارید؟ آیا این فکر ناپدید شده است؟

??
▪️- اگر نه ادامه دهید. اجازه بدهید شکل پایین تر برود. به سمت کف دستتان. توجه کنید که چطور این فکر منفی وزنش را از دست می دهد. اگر می خواهید ادامه دهید،‌شکل را به سمت پاهایتان ببرید. اجازه دهید با سرعت خودش به سمت زانوهایتان برود. به احساساتتان توجه کنید.

??
▪️- سپس شکل را از زانوهایتان به سمت کف پا حرکت دهید و اجازه دهید از پاهایتان بیرون برود و روی کف زمین پهن شود. می خواهید با این شکل چه کنید؟ به سطل زباله بیندازید؟ زیر تخت قایم کنید؟ داخل جاروبرقی بکشید؟

??
▪️- حالا که این گفتگوی منفی دور شده است چه حسی دارید؟ آیا این روش سرگرم کننده بود؟

??
▪️- اگر نیاز است برای هر فکر منفی که به سرتان می زند تا سه بار این تمرین را انجام دهید. به تدریج این کار برایتان به یک سرگرمی تبدیل می شود.

هر مرحله را به آرامی انجام دهید و اجازه دهید این گفت و گو از ذهنتان خارج شود. قدرت تخیل را نادیده نگرید.

[layerslider id=”8″]

هفت قانون معنوی پول

پول یکی از اشکال انرژی است که کمبود آن می تواند نشانه عدم همترازی شما با کائنات، قوانین معنوی پول و با آگاهی برترتان باشد.

در این نوشته ۷ قانون معنوی در مورد پول را بررسی می کنیم. این قوانین را یکی از معلمان معنوی من به من آموخته است.

 

۱- یک مدیریت کننده مالی خوب باشید.

     کائنات درحال تماشای شماست برای اینکه رفتارتان با پول را ببیند. ببیند چطور با پول رفتار می کنید. چطور پول را مدیریت می کنید و آیا توانایی به دست آوردن و نگه داری پول را دارید. باید به کائنات نشان دهید که مدیریت خوبی بر روی پول موجودتان دارید تا مقادیر بیشتری از پول به سمت شما جاری شود.

 

 

۲- پول تغییر شکل انرژی است.

     جریان انرژی را حفظ کنید. سیستمی را طراحی کنید تا انرژی پول از طریق شما به جریان بیفتد. پول مثل یک جریان رودخانه است. وقتی شما مثل سدی روی این جریان قرار می گیرید و در مسیر آن مانع ایجاد می کنید پول راکد می ماند و جریان پیدا نمی کند. خسیس بودن مانع جریان انرژی است. وقتی پول را بیش از اندازه روی هم جمع می کنید و ذخیره می کنید، جریانی را که باید از شما عبور کند، بچرخد و به دست دیگران برسد و  دوباره در این چرخه به شما برگردد می ایستد. ۱/۱۰ از پولتان را عشریه بدهید. هدیه بدهید. بدون چشمداشت ببخشید تا این چرخه بچرخد و همیشه حرکتش را حفظ کنید.

 

 

۳- پول پول می آورد.

     لابد شنیده اید که همیشه ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند. این گفته درست است. با همین پول اندکی که دارید پایه و اساسی بسازید تا پول بیشتر از طریق آن جذب شما شود. کسب و کاری راه بیندازید. سرمایه گذاری کنید. حرکتی انجام دهید. هرچیزی. پول باید از طریق یک کانال وارد زندگی شما شود. باید یک ظرفی داشته باشید تا کائنات آن را با پول پر کند. همین الان دست به کار شوید.

 

۴-  پول شایسته احترام است.

     آیا پول را در گوشه و کنار خانه تان انداخته اید؟ یا به صورت مچاله در جیب پشتی شلوارتان گذاشته اید؟ قبض ها و بدهی هایتان را پشت گوش انداخته اید؟ حساب و کتاب امور مالی زندگیتان را ندارید؟ همه اینها برای کائنات یعنی عدم احترام به پول. از پول به عنوان هدیه کائنات قدردانی کنید تا کائنات هدایای بیشتری به شما بدهد. شما دوست دارید به خانه ای بروید که میزبان هیچ احترامی برایتان قائل نیست؟

 

۵- احتیاجات خود را الویت اول بگذارید.

     پول طراحی شده است تا نیازهای شما را برآورده کند. وقتی می گوئید من برای خودم پولی نمی خواهم فقط می خواهم آنقدر ثروتمند شوم که همسرم یا فرزندانم یا پدر و مادرم را خوشحال کنم به این معنی است که شما هیچ لذتی از به دست آوردن پول نمی برید. و همچنین ارزشی برای شخصیت خودتان قائل نیستید. اگر از پولی که کائنات به شما می دهد خوشحال نشوید چیز بیشتری به دست نخواهید آورد. آیا اگر شما به کسی هدیه ای بدهید و او از هدیه خوشحال نشود بار بعدی به وی هدیه می دهید؟ برای خودتان ارزش قائل شوید.

 

 

 

۶- پول به همان سرعتی به سمت شما می آید که شما به سمت آن میروید.

    قدمهای روزانه ای برای رسیدن به پول بردارید. اگر کار امروز را به فردا بیاندازید، پول هم هر روز به عقب می افتد. هرکاری می توانید انجام دهید تا به سمت پول حرکت کنید. شغلتان را ارتقا دهید، مغازه تان را پاکسازی کنید، درخواستهای شغلی متعدد پر کنید، محیط کارتان را مرتب کنید. و شادمانه همه اینها را انجام دهید. هر روز صبح که بیدار می شوید ازخودتان بپرسید امروز برای رسیدن به پول چه کاری می توانم انجام دهم؟

۷- پول ذهن ثروتمند را دوست دارد.

    اگر هر روز با نگرانی به پولهایتان نگاه کنید . فکر کنید که امروز پول دارم ولی شاید فردا نه ، سدها و موانعی جلوی خودتان ساخته اید. در حال زندگی کنید، لذت ببرید، مراقبه کنید، ئی اف تی بزنید، عبارات تاکیدی تکرار کنید و هر کاری می توانید انجام دهید تا ذهنتان را ثروتمند کنید و نگرانی را از خود دور کنید. سپس پول است که به سمت شما می آید.

 

آموزش شناسایی و رفع باورهای مالی با ئی اف تی

 

===============

پی نوشت: پول انرژی است که با همترازی شما با قوانین کائنات به سمت شما می آید. ارتباطتان با درونات را قوی تر کنید.

 

[layerslider id=”8″]

ئی اف تی (Tapping) چیست؟

احساس ها چه هستند؟

آیا تاکنون از دست همسر، رئیس، پدر و مادر خود خسته و آزرده شده اید؟ آیا احساس عصبانیت کرده اید؟ چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز بعد حالتان بهتر شده است و به زندگی روزانه خود برگشته اید؟ با این خیال که همه چیز تمام شد. اما این فقط یک خیال است. واقعیت این است که بدن ما یک موجود فوق العاده هوشمند است که همه خاطرات گذشته خود را در بانک اطلاعاتی خود در بخشی که کاملا دور از دسترس ماست و ما به نام ضمیر ناخوداگاهش می شناسیم ذخیره می کند. چه می شود اگر من به شما بگویم که این تنش با همسر یا رئیس یا والدینتان تمام نشده است و شما در بقیه عمر خود ناخودآگاه این خاطره را با خود حمل می کنید و به همه جا می برید. و باید اضافه کنم بدون اینکه آگاه باشیم بدن هوشمند ما علائمی مبنی بر احساس ناخوشایندش به این خاطره را به شکل درد، گرفتگی و احساس بد به ما مخابره می کند و ما بدون توجه به ریشه درد به سراغ نمود بیرونی درد در جسممان می رویم و سعی در درمان آن می کنیم. گاهی اوقات این درمان نتیجه می دهد اما گاهی اوقات نیز این درد به شکلهای مختلف همراهمان می آید و هرگز ما را ترک نمی کند.

سالها پیش یک مهندس آمریکایی علاقه مند توانست روشی را کشف کند که با دسترسی به ناخودآگاه و خنثی کردن احساس ناشی از خاطرات به درد مراجعانش برای همیشه پایان دهد. نام وی گری کریگ بود. گري‌كريگ در سال ۱۹۹۱ با دكتر راجر كالاهان  روان‌شناسي تيزهوش و اهل مطالعه آشنا شد و چهار سال صرف ايجاد روش جديدش نمود. در ۱۹۹۵ آن را در برخي محافل خصوصي مطرح كرد و از ۱۹۹۷ اقدام به برگزاري همايش و آموزش و اجراي روش خود نمود. كتاب راهنماي ئي‌اف‌تي به ۱۹ زبان (از جمله فارسي) ترجمه شده و خبرنامة اينترنتي‌اش نيز بدون حتي يك دلار تبليغ اكنون ۳۵۰۰۰۰ مشترك دارد. كاربران آن در ۵۷ كشور مختلف (از جمله كشورهاي همجوار تركيه، عربستان، امارات و عمان) حضور دارند.

این روش ئی اف تی یا Emotional freedom technique تکنیک رهاسازی احساسات نام دارد.

 

 7

ئي‌اف‌تي چيست؟

 

گاهي اوقات آن را طب سوزني روحي يا طب سوزني بدون سوزن مي‌نامند. در اين روش بر برخي نقاط مورد استفاده در طب سوزني و طب فشاري با سر انگشتان ضرباتي زده مي‌شود و همزمان فرد بر روي مشكل خود تمركز مي‌نمايد و گاهي هم كلمات و جملاتي بر زبان مي‌آورد كه به تمركز بيشتر كمك مي‌كنند. از همين جا پيدا است كه عوارض جانبي منفي ندارد. بعيد به نظر مي‌رسد كه اگر فردي با سرانگشتان خود ضرباتي بر بعضي نقاط بدنش ضرباتي بزند دچار مشكلي گردد. تاكنون نيز علي‌رغم اين كه ده‌ها ميليون تن از آن بهره برده‌اند حتي يك نفر مدعي افزايش مشكل و يا تاثير جانبي سوء نگشته است.

اولین بار که ئی اف تی را یاد گرفتم متوجه شدم که کل ماجرا ضربه زنی به نقاط خاصی از بدن است و تکرار جملاتی خاص و در ابتدا گمان کردم روشی خرافی است و ناامید شدم. اما به سرعت با گرفتن نتایج هرچه بیشتر برای خودم و مراجعانم نظرم به کلی عوض شد و اکنون ئی اف تی را روشی معجزه گر می نامم. با چشمهای خودم شاهد بهبود مراجعانم بوده ام و بعد از رهایی از بار احساسی گذشته می توانم به روش کوچینگ به مراجعانم کمک کنم تا آینده ای رویایی برای خود بسازند.

در بدن ما یک سیستم الکتریکی شبیه سیم کشی خانه وجود دارد که از طریق این مدار الکتریسیته و انرژی عبور می کند و اعضای داخلی بدن ما را به هم وصل می کند ..سیستم الکتریکی بدن ما پیچیده تر از هر سیم کشی خانگی است. این سیستم الکتریکی بدن از هر سوپر کامپیوتری قوی تر است. کاری که ما با ضربه زنی انجام می دهیم این است که سیستم الکتریکی را تحریک می کنیم و بدیهی است که سیستم عصبی ما یک سیستم الکتریکی است. به همین دلیل ضربه زنی جریان الکتریکی را جاری می سازد. در زمان ضربه زدن جملاتی خاص و با جزئیاتی را بیان می کنیم که سیستم هیجانی و احساسی ما را فعال کند. و در حین ضربه زدن این انرژی مخفی شده در جسم ما آزاد می شود و به حرکت می افتد.

در کتاب ” شفای زندگی ” اثر لوییز هی ترجمه خانم گیتی خوشدل می خوانیم: دست کشیدن از نفرت و انزجار ، حتی می تواند بیماری سرطان را درمان کند . هنگامی که به راستی خود را دوست بداریم ، همه چیزهای نیکوی زندگی به حرکت در آمده و بسوی ما می آیند .ما باید گذشته را رها کنیم و همه را به بخشاییم . باید مشتاقانه بخواهیم که خویشتن دوستی را بیاموزیم .

ئی اف تی روش بخشیدن احساسات بلوک شده گذشته است.

 

EFT روشی برگرفته از دانش باستانی چین و علم مدرن امروز برای انواع بيماريها، انواع حساسيتها،  بهبود کارایی، توانگری موفقیت شغلی، تحصیلی رفع اضطراب، افسردگی، خنثي نمودن خاطرات ناگوار، اعتیاد و بسیاری از مشکلات که ریشه روحی و روانی دارند.

 

دلیل کارائی ئی اف تی شاید این باشد که بر مغز اثر می گذارد. تصاویری که توسط روشهای ام آر آی از مغز گرفته می شوند نشان می دهند که تحریک نقاط طب سوزنی، مستقیما پیامهایی را به نواحی بقا در مغز می فرستد. این نواحی همانهایی هستند که تعیین می کنند که باید در برابر خطر بایستیم یا فرار کنیم. کلمات به تنهای نمی توانند بر این نواحی اثر گذارند چون این نواحی مستقیما با مراکز زبان و منطق مرتبط نیستند. شاید ئی اف تی به ساز و کار غریزی بقا در مغز دست می یابد و به این ترتیب ما را یاری می دهد که عکس العمل های خود را در آن سطح از نو برنامه ریزی کنیم .

ئی اف تی این امکان را به ما می دهد که احساسات ناخوشایندی نظیر آزردگی، گناه، ترس و یا خشم را که بر روی زندگیمان تاثیر دارند برطرف سازیم و یا تغییر دهیم. مردم تنها پس از چند دور ضربه زدن اظهار می دارند که سبک تر و آرامتر شده اند و راحت تر می توانند نفس بکشند. ئی اف تی را می توان به راحتی آموخت و هرکسی قادر به استفاده از آن است. با ئی اف تی نوعی احساس جدید سلامتی به ما دست می دهد و نحوه تاثیرگذاری تنش بر ما نیز تغییر می کند. با بهره گیری از این روش شفابخش طبیعی می توانیم بفهمیم که افکار و باورها و احساسات چه نقشی بر جسم و زندگی ما دارند و چگونه می توانیم آگاهانه تغییرات مطلوبی را در آنها ایجاد کنیم.

هشدار- بدیهی است نه من و نه مبدع این روش و حتی نه مترجم آثار ئی اف تی در ایران –جناب آقای فرهاد فروغمند- هیچکدام منکر درمان پزشکی نمی شویم بلکه این روش را به عنوان نوعی طب مکمل در کنار درمان و برای گرفتن نتایج سریعتر پیشنهاد می کنیم.

شما نیز مانند هرکسی می توانید این روش را بیاموزید و یا از درمانگران این روش کمک بگیرید و زندگیتان را متعادل کنید.

رابینز، جک کانفیلد، لوئیز هی و دیگران در مورد ئی اف تی چه می گویند؟

نازنین سخاوتی/ کوچ خودتوانمند سازی و تغییر ذهن

http://www.emofree.com/

http://www.eft.ir/

برای آموزش به صورت خصوصی و همینطور رهاسازی و پاکسازی خاطرات و دردها با شماره تماس من تماس بگیرید.

[layerslider id=”8″]

,

چگونه با سوالهای درست به سمت پاسخ مورد علاقه مان هدایت شویم؟

داستان پروانه شدن یک مراجع و پیله امنش!

    الف.ح مراجع من است. برای بهبود در اوضاع کسب وکارش به من مراجعه کرده است. هدف این است که از درجا زدن دوری کند و به پیشرفتهای شغلی اش سرعت ببخشد.

     من کوچ توانمندسازی و تغییر ذهن هستم. به این مراجع کمک می کنم تا موانع درونی اش را شناسایی کند. آنها را حذف کند و مسیر رشد به سمت هدفش را هموارتر کند.

      اتفاقی که با این مراجع افتاد این است که بعد از ۴ جلسه کوچینگ متوجه شدم تعهداتش را نصفه انجام می دهد. بعضی ها را کامل، بعضی را اصلا و همیشه هم دلایل مناسبی دارد. به او این نکته را گوشزد کردم و خودش اعتراف کرد که تمام تمرینهایش را از سر رفع تکلیف انجام می دهد. و حسی که در زمان انجام آنها با او همراه است این است که به سرعت انجام دهد تا در جلسه حرفی برای گفتن داشته باشد و اصلا نتیجه آنها برایش مهم نیست. لحن صحبت کردن وی نیز،‌ احساس بی انگیزگی و بی حوصلگی می دهد.

      در جلسه پنجم با وی تمرینی انجام دادم که به مانع درونی وی برای رسیدن به موفقیت و همینطور انجام ندادن تمریناتش پی بردیم. او سالها پیش هنگامی که زن جوانی بوده است در شهری غریب به تنهایی زندگی می کرده است. چندین سال به تنهایی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرده است. و بعد که به زادگاه خودش بازگشته ناخوداگاه – به گفته خودش- «پیله ای» به دور خودش کشیده است که محیطی «امن و گرم» برای خود ایجاد کند و همه خستگی سالهای تنهایی واحساس درماندگی و وحشت تنهایی را از بین ببرد. ناخودآگاهانه به نظرش این استراحت حق اوست و هیچ تمایلی ندارد از پیله اش بیرون بیاید. محدوده امن او این پیله است. و بیرون از این محدوده امن، مشکلات و سختی ها، استرس ها و درماندگی ها منتظرش هستند. به سرعت و بی دقت تمرینهای موفقیتش را انجام می دهد و سریع به درون پیله امنش برمی گردد. در بحث کسب و کار پشت شریکش پنهان می شود تا در محدوده امنش بماند. از دردسرها و مسائل دوری می کند و به کارهای ساده و روزمره و روتین کار می چسبد. و همه اینها ناخوداگاه است.

     خودآگاهش می خواهد پیشرفت کند ولی ناخوداگاهش پیشرفت را برابر با خارج شدن از محدوده امن پیله می داند و هرگز حاضر به این کار نیست. این چیزی است که ما نام آن را وارونگی روانی یا عدم هماهنگی بین خودآگاه و ناخوداگاه و یا در کوچینگ تعهد ناخوداگاه می گذاریم.

     خوشبختانه پس از کشف پیله امن توانستیم با تمریناتی وی را کم کم آماده خروج از پیله کنیم تا موفقیت و پیشرفت کاری برایش اتفاق بیوفتد. با تغییر نگرش کم کم متوجه شد که می تواند به بیرون این پیله اعتماد کند، امروز کسانی را دارد که سالهای گذشته نداشته است و دلیلی ندارد همان احساسها تکرار شوند. متوجه شد که برای تغییر نیاز به خروج از پیله است. بین ماندن و استراحت کردن و خروج و پیشرفت کردن می تواند انتخاب کند و مهمتر از همه می تواند بین این دو یک «تعادل» منطقی و آگاهانه ایجاد کند.

نازنین سخاوتی/ کوچ توانمندسازی empowerment coach

[layerslider id=”8″]

اندر مزایای چاقی!!

اندر مزایای چاقی!!

چاقی چیست؟

چاقی وضیعت پزشکی است که بافت چربی بیش از حد طبیعی در بدن فرد انباشته شده باشد. انباشت بیش از حد بافت چربی می‌تواند باعث پسرفت شاخص‌های سلامتی، از جمله کاهش میانگین طول عمر و/یا کاهش کیفیت زندگی گردد. چاقی

%d8%b2%d9%86-%d9%88-%d8%b4%d9%88%d9%87%d8%b1-%d8%aa%d9%be%d9%84-2

امروزه بسیاری از افراد در بسیاری از جوامع چاق هستند و اضافه وزن دارند. میزان بالای جستجو کلمه رژیم و لاغری و محاسبه اضافه وزن نشان می دهد که این موضوع چقدر فکر ما را به خودش مشغول کرده است. مطمئنا در جمع خانوادگی و دوستان همیشه صحبتهای دیگران بخصوص خانمها را شنیده اید که در مورد چاقی ولاغری و کالری غذاها صحبت می کنند و این مورد نقل محافلشان شده است.

در این نوشته اصلا قصد ندارم در این نوع موارد صحبت کنم، اما شاید موضوع جذاب این نوشته شما را گیج کرده باشد. مگر می شود گفت چاقی مزیت دارد؟؟!!!!

من نازنین سخاوتی هستم و می خواهم اینجا به شما بگویم که بله. چاقی مزایای زیادی دارد وگرنه شما و یا دیگران هرگز چاق نمی شدید ?.

ساختار ذهن ناخودآگاه به نحوی است که چیزهایی را سمت ما جذب می کند که فقط در آنها سود برای ما وجود داشته باشد. پس می توان نتیجه گرفت که در پس چاقی مزایای زیادی وجود دارد که ذهن ناخودآگاه ما را چاق نگه داشته است.

توجه کنید که این نوشته به معنی این نیست که من می خواهم رژیم و ورزش و دکتر تغذیه را مردود اعلام کنم ( اصلا من در چنین جایگاهی نیستم!) اما چیزی که می گویم بخشی است که در همه روشهای لاغری نادیده گرفته شده است. دلایل روحی پنهان در پشت چاقی.

چطور برای ناخوداگاه ما تعریف شده است که چاقی مزیت هایی دارد و سودمند است؟

همانطور که همیشه از من شنیده اید ( در کانال تلگرامی من و همینطور در این مطلب )، باورها از دو منبع ساخته می شوند ۱- الگوهای محیطی ما ۲- خاطرات مهم در گذشته ما.

اگر از این دو منبع باوری گرفته باشید مبنی بر اینکه لاغری بد است و یا چاقی مفید است،‌شما در آینده طوری رفتار می کنید که این باور را به نمایش بگذارید.

? مثلا : من در بچگی مادربزرگ مهربان و دوست داشتنی داشتم که مورد احترام همه بوده است و همه فامیل از حرف وی حساب می برده اند و عاشقش بودند و دست بر قضا این مادربزرگ چاق بوده است. چاق و مهربان !! و من دختربچه ای بوده ام که همیشه رفتار فامیل با این مادربزرگ چاق دوست داشتنی را مشاهده کرده ام و به خودم گفته ام وقتی که بزرگ شوم حتما به یک فرد محترم و مهربان و دوست داشتنی تبدیل می شوم. درست مثل مادربزرگ ?. در اینجا باوری در من شکل می گیرد که چاقی = مهربان و دوست داشتنی و مورد احترام بودن. وو این باور به اعماق ذهن من می رود و در اعماق نهفته می شود و هرچه در زندگی آینده به دست می آورم فقط بازتاب این باور است. ( و بقیه باورها).

? مثلا: من شخصیتی درونگرا و خجالتی دارم و از اینکه مورد توجه دیگران قرار بگیرم متنفرم. احساس ناامنی می کنم و حس می کنم به محدوده من تجاوز شده است. ترجیح من این است تا جای ممکن خودم را از دیده ها پنهان کنم! پس به طور ناخودآگاه خودم را در بین لایه های چربی گم می کنم تا کمتر دیده شوم.

? مثلا:‌ مادرم در بچگی می گفت: بخور تا بزرگ شوی،‌بخور تا قوی شوی،‌نخوری میمیری، پدرم می گفت: غذات رو نخوری مثل قحطی زده ها می شی و من در ته ذهن خودم به یاد گرسنگان آفریقا می افتادم!!! و الان من بزرگ شده و می خورم تا قوی به نظر بیایم، می خورم تا هرگز قحطی زده نشوم، می خورم تا شبیه گرسنگان آفرقیایی نشوم، می خورم تا زنده بمانم و خوردن من حدی ندارد.

? همیشه هم مشکلات به دوران کودکی برنمی گردد. مثلا: من الان محبتی را که نیاز دارم از سمت همسر و فرزندانم نمی گیرم و احساس خلا درونی می کنم. پس می خورم تا کمبود محبت را جبران کنم. می خورم تا خلا درونم را پرکنم. می خورم تا به خودم محبت کنم. و ….

از این دست مثالها زیاد است. اگر بتوانید آنها را کشف کنید و این عامل درونی و روحی پشت چاقی و خوردن زیاد را از بین ببرید، می توانید به سرعت به وزن دلخواهتان برسید و در همان وزن برای همیشه بمانید.

کشف و پاکسازی عامل روحی گاهی ساده است و گای پیچیده. ولی در صورت کشف مسیر شما را برای رسیدن به خواسته بسیار آسان تر می کند. راههای مختلفی برای کشف باورهای درونی وجود دارد. ان ال پی، هیپنوتراپی، هیپنوتیزم، ئی اف تی، تلقین و ….. .

من ئی اف تی را به دلیل مهارتم در آن و سادگی آن ترجیح می دهم. همانطور که به خودم و دیگران کمک کردم که باورهای محدودساز خود در مورد چاقی، مسائل مالی و ازدواج را کشف کنند و این موانع را کنار بزنند، می توانم به شما هم کمک کنم. برای اینکه از این روش اطلاعات بیشتری بگیرید و با دوره آنلاین من آشنا شوید کافی است با من تماس بگیرید: کیمیاگر

موفق باشید.
[layerslider id=”8″]

 

درسهایی از ژنرال افسانه ای، سان تزو: چگونه استراتژی های نظامی را برای ساختن عادات بهتر استفاده کنیم؟

سان تزو یک استراتژیست جنگی افسانه ای در چین باستان بود. همچنین او نویسنده کتال معروف «هنر جنگ» است. سان تزو استاد «قدرت نرم» و پدر «جنگ سریع» است. هرجا که امکانش هست او ترجیح می دهد بدون جنگ پیروز شود و یا در نهایت در مرحله اول، با ساده ترین جنگ برنده شود.

او می نویسد: « در جنگ استراتژیست های فاتح فقط نبردهایی را دنبال می کنند که امکان پیروزی در آن زیاد است»

او به سربازانش اینگونه نصیحت می کند: « راهتان را با مسیرهای غیرقابل پیش بینی بسازید و به نقطه های بدون محافظ حمله کنید.تاکتیک های نظامی مثل آب است. آب بر طبق طبیعتش، از مکانهای بالا دوری می کند و به سمت مکانهای پایین می شتابد. پس در جنگ برای پیروزی باید از قوی ها اجتناب کنید و به چیزی که ضعیف است ضربه بزنید.»

آموزشهای سان تزو در مورد جنگ به دلیل تمرکزش بر یک هدف مشخص و ساده ترین راه برای پیروزی، گسترش زیادی پیدا کرد. دستاوردهای او می تواند در زمینه های مختلف به کار بیاید: از رشد کسب و کار و هدفگذاری تا کاهش وزن و شکل دهی به عادات.

اجازه بدهید در مورد چگونگی استفاده از استراتژی های جنگی در زندگی روزانه صحبت کنیم.

جنگ برای عادات بهتر:

اغلب اوقات ما سعی می کنیم که عادتهای بهتری بسازیم، به اهداف بزرگتری برسم و به عبارتی در زندگی برنده شویم – با زور و فشار –

ما مستقیم می جنگیم و به دشمن مان که در این مورد عادت بد است، حمله می کنیم. –درست از نقطه ای که قدرت دشمن مان است.

مثلا:

  • ما رژیم سختی می گیریم و با دوستانمان برای شام بیرون می رویم.
  • در یک محیط شلوغ و آشفته، تصمیم میگیریم یک رمان بنویسیم.
  • تلاش می کنیم سالم غذا بخوریم در حالی که آشپزخانمان پر از شیرینی و شکلات است.
  • تلاش می کنیم برای کنکور آماده شویم در حالی که تلویزیون روشن است.
  • سعی می کنیم تمرکزمان را بالا ببریم در حالی که اینترنت تلفن مان روشن است و انواع آلارم های شبکه های مجازی به صدا در می آیند.

و وقتی در رسیدن به این اهداف شکست می خوریم، خودمان را سرزنش می کنیم که «به اندازه کافی انگیزه نداشتیم» و یا « بی اراده ایم.» در بسیاری از زمینه ها، شکست در نتیجه اراده ضعیف نیست، بلکه در نداشتن یک استراتژی قوی است.

بهترین رهبران نظامی کسانی بوده اند که با جنگ های آسان شروع کرده اند و موقعیتشان را بهتر کرده اند. قبل از اینکه مستقیم حمله کنند، آنها منتظر می مانند تا دشمن ضعیف شود و روحیه اش را از دست بدهد. چرا جنگ را با جنگیدن در سرزمین هایی که دفاع خوبی دارند شروع کنند؟ چرا عادت جدید را در محیطی که برنامه ما را سخت می کند شروع کنیم؟

سان تزو هیچ وقت سربازانش را به جنگی که در آن زمین بازی به سودش نبود راهنمایی نمی کرد.هرگز از نقطه ای که قوت دشمنش بود به آن حمله نمی کرد. به طور مشابه، ما باید پیشرفت ساده ای را در اول برای عاداتمان در نظر بگیریم. نقطه قوتمان را پیدا کنیم، و یک موقعیت برتر ایجاد کنیم که از آن نقطه به تغییرات سخت حمله کنیم.

سان تزو، استاد عادات

بیاید آموزش های سان تزو را برای ساختن عادات بهتر، کمی تغییر دهیم.

?مثال شماره ۱:

سان تزو: شما فقط زمانی می توانید از حمله خود مطمئن باشید که به نقاط بی دفاع حمله کرده باشید.

تغییر: شما فقط زمانی می توانید از موفقیت خود در تغییر عادات مطمئن شوید که عادتی که حفظ آن ساده تر است را بسازید.

?مثال شماره ۲:

سان تزو: کسی برنده می شود که بداند چه زمانی باید حمله کند و چه زمانی نباید.

تغییر: کسی می تواند در تغییرش موفق باشد که بداند از کدام عادتش شروع کند و کدام را برای بعد بگذارد.

?مثال شماره ۳:

سان تزو: یک فرمانده باهوش، از جنگ با ارتشی که روحیه مشتاقی دارد پرهیز می کند اما وقتی ارتش کند شده است و تمایل به بازگشت دارد، به آن حمله می کند.

تغییر: یک انسان باهوش از ناحیه هایی که عادتها قوی شده اند پرهیز می کند اما وقتی آنها ضعیف شده اند و تغییرشان آسان است، به آنها حمله می کند.

 

جنگ در نبردی که شما قصد کرده اید در آن برنده شوید.

6

  • اگر تلاش کنید که بیشتر کتاب بخوانید، نمی توانید این کار را در یک اتاق شلوغ با تلویزیون و بازیهای ویدئویی و موبایل و اینترنت انجام دهید. به یک محیط خلوت احتیاج دارید. آن را بسازید.
  • اگر شما اضافه وزن دارید سعی نکنید به دنبال برنامه تمرینات یک قهرمان ورزشی بروید. می تونید در نهایت به آن برسید ولی در حال حاضر این نبرد شما نیست. با یک تغییر قابل کنترل آغاز کنید.
  • اگر شما توسط افرادی که به هدف گذاری اهمیتی نمی دهند احاطه شده اید، برای کار کردن روی برنامه هایتان به جایی دیگر بروید یا در کنار آدمهای همفکر قرار بگیرید.
  • اگر تلاش می کنید که عادت نوشتن را در خود تقویت کنید درست وقتی که بچه هایتان در خانه هستند و محیط خیلی آشفته است، خب زمان دیگری اینکار را بکنید. زمانی را انتخاب کنید که محیط خلوت تر است.

[layerslider id=”8″]

عادتهایتان را جایی ایجاد کنید که آسان باشد. موقعیت ها را دوباره بسازید. بازی طراحی کنید که شانس برنده شدنتان در ان زیاد باشد.

به نظر ساده می اید، اما چطور اغلب اوقات خودتان را در حال کشمکش با عادتهای بزرگ می بینید و به سادگی از عادتهای کوچک می گذرید؟ زمان دارید تا به سراغ عادتهای سخت بروید، اول در نبردهای ساده تر پیروز شوید.

زیرکانه ترین مسیر برای پیشرفت کردن، جایی است که کمترین مقاومت وجود دارد. نبرد در جنگی که پیروزی شما در آن رقم خورده است.

این نوشته ها را نیز بخوانید:

?چرا چرخ زندگیتان نمی چرخد؟

?هدف گذاری را فراموش کنید. در عوض بر این نوشته تمرکز کنید.

?چگونه به بهترین حالت ممکن نگران شویم؟